Are you the publisher? Claim this channel


Embed this content in your HTML

Search



Account: (login)

More Channels


Channel Catalog


Channel Description:

برای شما

(Page 1) | 2 | 3 | 4 | newer

    وزیر محترم آموزش و پرورش!جناب آقای حاجی بابایی:

    کمک سرپرستان زحمتکش  مدارس شبانه روزی آموزش و پرورش در ساعات غیر اداری

     سمتهای مختلفی دارند:مدیر،معاون،مشاور،مربی پرورشی،مربی بهداشت

     وهفده تا بیست ساعت درگیری حتی نیمه شب با دانش آموزان!!!و...لذا

    خواهشمند است حق مدیریت کمک سرپرستان را نیز به نحو شایسته ای

     افزایش دهید.


    وزیر محترم آموزش و پرورش!جناب آقای حاجی بابایی:

    سلام علیکم

    آیا تاکنون یک حقیقت تلخ پنهان در آموزش وپرورش را کشف کرده اید؟!آیا می دانید چند درصد از کارکنان شریف و صبور آموزش وپرورش از بیماری شدید ویا مزمن اعصاب رنج می برند و حتی شب ها به سختی و با مصرف دارو به خواب میروند؟!وبدون هیچ اعتراض یا ادعایی که علت آن استاندارد نبودن سیستم و... بوده سکوت معناداری اختیار کرده اندوگروهی بدون اطلاع از حقوق صنفی خود به فعالیت ادامه می دهند؟!عجیب تر اینکه مشاغلی را که ما در جامعه سخت می دانیم حتی کارگران معدن تا پایان عمر از اعصابی قوی وکاملا سالم برخوردارندوزندگی نسبتا با نشاطی دارند!!حال با توجه به این حقیقت تلخ و پنهان و بی اطلاعی اکثر افراد جامعه به این مسئله مهم شما قضاوت کنید که تاکنون چه ظلم مضاعفی در حق این قشر ارزشمندووالامقام جامعه شده است!؟آیا وقت آن نرسیده است که با یک حرکت ابتکاری و ضربتی این تجربه تلخ گذشته جبران شود؟ما به شدت منتظر تغییر وتحول اساسی در جهت بهبود وضع صنفی ومعیشتی نابسامان موجود هستیم.امید است آیندگان دوران مدیریت شما(آقای حاجی بابایی)را عصر طلایی تلقی کنند نه مانند گذشته خاطره تلخ واعمال نابخشودنی بعضی وزرای پیشین این وزارتخانه مهم و...؟!؟

    ضمنا از شما تقاضا داریم کانونهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور را تقویت وفعال کنید.

    باتشکر

    جمعی از منتقدین دلسوز فرهنگی


     

    نقاط دیدنی مشهد--طرقبه(غار مغان-خانرود/اسلام رود-دهبار-

    جاغرق-ازغد

    -کنگ- نغندر-ویرانی/نورآباد- مایان-شاندیز-زشک -طرقدر-اردمه-

    گراخک - سرآسیاب - تجر - ویلاشهر - چاهشک - حصارگلستان -

    حصار سرخ - سوران - سربرج - کلاته ابراهیم آباد - شلگرد -

    مینوشک - ابرده - چهار چشمه علیا - خلج - صفی آباد -

     کلاته درخت 

    بید - نوچاه - ارچنگ - فیانی - ساقشک - حسن آباد -فرح آباد -لنگر

    - خادر - کلاته معاون -  ومناطق ییلاقی دیگر)

    طرقدر ---Taraghdar
    طرقدر یکی از محلات قدیمی شهر طرقبه است که دارای مردمی باصفا و میهمان دوست است. از خصوصیات این محله همان بس که باغ های مصفا و زیبایش با چشمه سارهای روان، محل زندگی بزرگان طرقبه بوده است. از طرقدر در گذشته به عنوان طرق دره یاد شده است. منطقه ای خوش آب و هوا که در میان دره و در مسیر روستاهای دهبار و کلاته آهن قرار گرفته است. اهالی شهرک های نگین و ارغوان نیز از این مسیر تردد می کنند. طرقدر ۴۰۰ خانوار جمعیت دارد.
     
    قله فلسكه
     
    winter

     غار مغان

    غار مغان - مشهد
    این غار در 30 کیلومتری جنوب غربی مشهد در جاده خلج ،*در کوهپایه های کوه مغان و دره مغان قرار گرفته است.

    این غار دارای دهلیزها و راههای پر پیچ و خم گوناگونی است که در صورت عدم آشنایی با محیط احتمال گم شد زیاد است . از سقف این غار ستونهای استالاکتیت و استالاکمیت که شاخه های آهکی هستند آویزان است و منظره بسیار جالبی را به وجود آورده . در درون غار چشمه آبی وجود دارد که علاوه برزلالی و گوارایی آن بسیار سرد است بطوری که در تابستان نیز نمی توان بیشتر از چند لحظه دست و پارا در آن نگه داشت . درون این غار چاههای مختلفی نیز وجود دارد که درون بعضی از آنها پرندگانی نیز زندگانی می کنند . روستای مغان در جنوب مشهد و مسیر آن از طریق شهرک سیدی و عبور از جاده خلج می باشد.

    از دیگر نقاط تفریحی این ناحیه مایان ،* اردمه و خانرود را می توان نام برد .

    نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1385-روستای مغان

    خانوار: 258 

    مرد:  361 

    زن: 467

    باسواد: 478

    بیسواد: 287

     جاغرق Jaghargh

    جاغرق در 25 كيلومتري شمال غربي مشهد ودر 7 كيلومتري جنوب غربي طرقبه واقع گرديده است . اين روستا نيز از آب و هواي دلنشيني برخوردار بوده و باغهاي ميوه گوناگون آن در منطقه كوهستاني واقع گرديده و از مشهد تا اين محل جاده آسفالته وجود دارد . روستاهاي خوش آب و هواي عنبران و طرقدر نيز در حد فاصل اين محل و طرقبه واقع شده است .. تا جاغرق را آسفالت است. بعد آن كه مناطق ييلاقي و باغ هاي دره اي است راه خاكي و باريكتر است .آن بخشها را بهتر است افراد پياده بروند كه مزاحم افرادي كه براي گلگشت و كوه نوردي تشريف آورده اند نشوند.

     

    مرد زحمتكشي از روستاي خانرود بود. از بابت زمين هاي ديمه كاريشان از منابع طبيعي گله داشتند . خوب است گروه كار استانداري يك بررسي بفرمايند حق با هر كه باشد مي توان ديگري را توجيه نمود.گفتم به دهياري بگوييد مطلب را بنويسد و مهر و امضا نماييد ، من با مسئولين محترم استانداري درميان خواهم گذاشت . ولي اكنون قسمت زير نظر مدير كل امور روستايي مي توانند پيگير موضوع باشند. بديهي است ضمن تهيه عكس هاي توريستي و عرضه آن به جهانيان براي خدمت بيشتر به مردم خوب مان گذارشي واقعي از وضعيت آنجا در اختيار دستگاه هاي دولتي قرار دهيم تا در تصميم گيري بهتر به اين عزيزان كمك شود.براي ساخت يك كشور خوب بايد بجاي غر زدن همه احساس مسئوليت كنيم و بي تفاوت از كنار مشكلات نگذريم.بسياري از مشكلات با تدبير و پيگيري هاي شما حل مي شود. از فكر پيدا شدن قهرمان بگذريد خودتان قهرمان باشيد.و گرنه قهرماني هم بيايد حكايت آن طنز مي شود كه به كمك آن بابا مي آيد نه شما.

    پرونده:غار مغان.jpg

     

     

     

     

    براي حل مشكل منتظر شديم تا اين دوست عزيز از راه رسيد

     


    زنان روستايي پا به پاي شوهرانشان و حتی بيشتر از آنان كار مي كنند. يكي از دلایل بقاي بيشتر زندگي در روستا از نظر طلاق كمتر همين با هم بودن و همياري و گذشت خانم ها است.

     

    Neghondar نغندر
     
    نغندر: نقندر در منطقه كوهستاني و صعب العبور غرب طرقبه در
    سر راه طرقبه به كنگ واقع گرديده و ازنقاط خوش آب و هوا محسوب مي شود و به وسيله جاده شني به طول 11 كيلومتر به طرقبه متصل مي شود.
     
     خانرود---Khanrood
     
    استان خراسان رضوی--مشهد--طرقبه--خانرود/اسلامرود:
        
     نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1385-روستای خان رود/اسلام رود

    خانوار: 122 

    مرد:  176 

    زن: 198

    باسواد: 220

    بیسواد: 141

     
      یادگاری وخاطرات همکاران فرهنگی و دبیر آموزش وپرورش
     
     محترم
     
     منطقه طرقبه در  مدرسه راهنمایی مختلط آزادگان  روستای
     
     خانرود/اسلام رود سالهای ۱۳۷۱و۱۳۷۲:
     
    آقایان : رضا اشراقی(دبیر ریاضی) - جواد ابراهیمی نغندر(دبیر
     
    علوم اجتماعی-مدیر) - علی ارغوانی طرقدر (دبیر علوم اجتماعی) 
    -
     مهدی پورمحمود طرقبه(دبیر دینی وعربی) - مهدی صیادمحمدی
     
    آیسک(سرگروه زبان انگلیسی آموزش وپرورش منطقه طرقبه) -
     
    حسن شریفی (آموزش ابتدایی-مدیر
     
    آموزشگاه علامه طباطبایی مغان)- حسین گندمی(آموزش وپرورش
     
     منطقه طرقبه) -
     
     سرکار  خانم الهام  نوابی(دبیر ریاضی)  - سرکارخانم طیبه
     
    دلگشاطرقبه(عضو
     
    گروه زبان انگلیسی آموزش وپرورش منطقه طرقبه) -آقای محمد
     
     اباذری طرقبه
     
     
    (عضو گروه زبان انگلیسی آموزش وپرورش منطقه طرقبه) -آقای
     
    عباس میرشجاعیان(معاونت محترم  آموزش وپرورش منطقه
     
    طرقبه) -
     
    آقای غلامحسین صاحبی (مدیرگروه های آموزشی منطقه طرقبه)
     
    و...
     
    با تشکر ازلطف ومحبت  خانواده دانش آموز علی علوی به فرهنگیان محترم آموزش وپرورش منطقه طرقبه( خانرود / اسلام
     
     رود)
     
     
     
     
    منطقه ییلاقی طرقبه -- خانرود / اسلام رود khanrood
     
     
     

     

    نقاط دیدنی مشهد--طرقبه(غار مغان-خانرود/اسلام رود-دهبار-

    جاغرق-ازغد

    -کنگ- نغندر-ویرانی/نورآباد- مایان-شاندیز-زشک -طرقدر-اردمه-

    گراخک - سرآسیاب - تجر - ویلاشهر - چاهشک - حصارگلستان -

    حصار سرخ - سوران - سربرج - کلاته ابراهیم آباد - شلگرد -

    مینوشک - ابرده - چهار چشمه علیا - خلج - صفی آباد -

     کلاته درخت 

    بید - نوچاه - ارچنگ - فیانی - ساقشک - حسن آباد -فرح آباد -لنگر

    - خادر - کلاته معاون -  ومناطق ییلاقی دیگر)

    طرقدر ---Taraghdar
    طرقدر یکی از محلات قدیمی شهر طرقبه است که دارای مردمی باصفا و میهمان دوست است. از خصوصیات این محله همان بس که باغ های مصفا و زیبایش با چشمه سارهای روان، محل زندگی بزرگان طرقبه بوده است. از طرقدر در گذشته به عنوان طرق دره یاد شده است. منطقه ای خوش آب و هوا که در میان دره و در مسیر روستاهای دهبار و کلاته آهن قرار گرفته است. اهالی شهرک های نگین و ارغوان نیز از این مسیر تردد می کنند. طرقدر ۴۰۰ خانوار جمعیت دارد.
     
    قله فلسكه
     
    winter

     غار مغان

    غار مغان - مشهد
    این غار در 30 کیلومتری جنوب غربی مشهد در جاده خلج ،*در کوهپایه های کوه مغان و دره مغان قرار گرفته است.

    این غار دارای دهلیزها و راههای پر پیچ و خم گوناگونی است که در صورت عدم آشنایی با محیط احتمال گم شد زیاد است . از سقف این غار ستونهای استالاکتیت و استالاکمیت که شاخه های آهکی هستند آویزان است و منظره بسیار جالبی را به وجود آورده . در درون غار چشمه آبی وجود دارد که علاوه برزلالی و گوارایی آن بسیار سرد است بطوری که در تابستان نیز نمی توان بیشتر از چند لحظه دست و پارا در آن نگه داشت . درون این غار چاههای مختلفی نیز وجود دارد که درون بعضی از آنها پرندگانی نیز زندگانی می کنند . روستای مغان در جنوب مشهد و مسیر آن از طریق شهرک سیدی و عبور از جاده خلج می باشد.

    از دیگر نقاط تفریحی این ناحیه مایان ،* اردمه و خانرود را می توان نام برد .

    نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1385-روستای مغان

    خانوار: 258 

    مرد:  361 

    زن: 467

    باسواد: 478

    بیسواد: 287

     جاغرق Jaghargh

    جاغرق در 25 كيلومتري شمال غربي مشهد ودر 7 كيلومتري جنوب غربي طرقبه واقع گرديده است . اين روستا نيز از آب و هواي دلنشيني برخوردار بوده و باغهاي ميوه گوناگون آن در منطقه كوهستاني واقع گرديده و از مشهد تا اين محل جاده آسفالته وجود دارد . روستاهاي خوش آب و هواي عنبران و طرقدر نيز در حد فاصل اين محل و طرقبه واقع شده است .. تا جاغرق را آسفالت است. بعد آن كه مناطق ييلاقي و باغ هاي دره اي است راه خاكي و باريكتر است .آن بخشها را بهتر است افراد پياده بروند كه مزاحم افرادي كه براي گلگشت و كوه نوردي تشريف آورده اند نشوند.

     

    مرد زحمتكشي از روستاي خانرود بود. از بابت زمين هاي ديمه كاريشان از منابع طبيعي گله داشتند . خوب است گروه كار استانداري يك بررسي بفرمايند حق با هر كه باشد مي توان ديگري را توجيه نمود.گفتم به دهياري بگوييد مطلب را بنويسد و مهر و امضا نماييد ، من با مسئولين محترم استانداري درميان خواهم گذاشت . ولي اكنون قسمت زير نظر مدير كل امور روستايي مي توانند پيگير موضوع باشند. بديهي است ضمن تهيه عكس هاي توريستي و عرضه آن به جهانيان براي خدمت بيشتر به مردم خوب مان گذارشي واقعي از وضعيت آنجا در اختيار دستگاه هاي دولتي قرار دهيم تا در تصميم گيري بهتر به اين عزيزان كمك شود.براي ساخت يك كشور خوب بايد بجاي غر زدن همه احساس مسئوليت كنيم و بي تفاوت از كنار مشكلات نگذريم.بسياري از مشكلات با تدبير و پيگيري هاي شما حل مي شود. از فكر پيدا شدن قهرمان بگذريد خودتان قهرمان باشيد.و گرنه قهرماني هم بيايد حكايت آن طنز مي شود كه به كمك آن بابا مي آيد نه شما.

    پرونده:غار مغان.jpg

     

     

     

     

    براي حل مشكل منتظر شديم تا اين دوست عزيز از راه رسيد

     


    زنان روستايي پا به پاي شوهرانشان و حتی بيشتر از آنان كار مي كنند. يكي از دلایل بقاي بيشتر زندگي در روستا از نظر طلاق كمتر همين با هم بودن و همياري و گذشت خانم ها است.

     

    Neghondar نغندر
     
    نغندر: نقندر در منطقه كوهستاني و صعب العبور غرب طرقبه در
    سر راه طرقبه به كنگ واقع گرديده و ازنقاط خوش آب و هوا محسوب مي شود و به وسيله جاده شني به طول 11 كيلومتر به طرقبه متصل مي شود.
     
     خانرود---Khanrood
     
    استان خراسان رضوی--مشهد--طرقبه--خانرود/اسلامرود:
        
     نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1385-روستای خان رود/اسلام رود

    خانوار: 122 

    مرد:  176 

    زن: 198

    باسواد: 220

    بیسواد: 141

     
      یادگاری وخاطرات همکاران فرهنگی و دبیر آموزش وپرورش
     
     محترم
     
     منطقه طرقبه در  مدرسه راهنمایی مختلط آزادگان  روستای
     
     خانرود/اسلام رود سالهای ۱۳۷۱و۱۳۷۲:
     
    آقایان : رضا اشراقی(دبیر ریاضی) - جواد ابراهیمی نغندر(دبیر
     
    علوم اجتماعی-مدیر) - علی ارغوانی طرقدر (دبیر علوم اجتماعی) 
    -
     مهدی پورمحمود طرقبه(دبیر دینی وعربی) - مهدی صیادمحمدی
     
    آیسک(سرگروه زبان انگلیسی آموزش وپرورش منطقه طرقبه) -
     
    حسن شریفی (آموزش ابتدایی-مدیر
     
    آموزشگاه علامه طباطبایی مغان)- حسین گندمی(آموزش وپرورش
     
     منطقه طرقبه) -
     
     سرکار  خانم الهام  نوابی(دبیر ریاضی)  - سرکارخانم طیبه
     
    دلگشاطرقبه(عضو
     
    گروه زبان انگلیسی آموزش وپرورش منطقه طرقبه) -آقای محمد
     
     اباذری طرقبه
     
     
    (عضو گروه زبان انگلیسی آموزش وپرورش منطقه طرقبه) -آقای
     
    عباس میرشجاعیان(معاونت محترم  آموزش وپرورش منطقه
     
    طرقبه) -
     
    آقای غلامحسین صاحبی (مدیرگروه های آموزشی منطقه طرقبه)
     
    و...
     
    با تشکر ازلطف ومحبت  خانواده دانش آموز علی علوی به فرهنگیان محترم آموزش وپرورش منطقه طرقبه( خانرود / اسلام
     
     رود)
     
     
     
     
    منطقه ییلاقی طرقبه -- خانرود / اسلام رود khanrood
     
     
     

    منطقه ییلاقی باغستان علیا (خراسان جنوبی - شهر فردوس)

     

    لطفا اگر مایلید روی لینک قرمز بالا کلیک کنید


    منطقه ییلاقی باغستان علیا (خراسان جنوبی - شهر فردوس)

     

    لطفا اگر مایلید روی لینک قرمز بالا کلیک کنید


    باسمه تعالی

    من لم یشکر المخلوق ،  لم یشکر الخالق

    مدیریت محترم آموزش و پرورش شهرستان فردوس

    سلام علیکم

    احتراما ما همکاران فرهنگی شاغل در هنرستان فنی شهید باهنر فردوس به اطلاع می‌رسانیم که جناب آقای علی سروری مدیر و همکار محترم هنرستان مدیری فعال، دلسوز، کاردان، بسیار کارآمد و بطور کلی نمونه و الگوی ما هستند. با درایت و شایستگی خاصی که در ایشان سراغ داریم بر خود واجب دانستیم که نزد آن اداره محترم کتباً از ایشان تقدیر و تشکر خاص داشته باشیم.

    لذا از ریاست محترم آموزش و پرورش خواهشمندیم نسبت به صدور تشویق نامه کتبی در جهت افزایش دلگرمی و استواری منحصر به فرد این مدیر نمونه اقدامات لازم را مبذول فرمایند.

    با تشکر و سپاس فراوان


    باسمه تعالی

    من لم یشکر المخلوق ،  لم یشکر الخالق

    مدیریت محترم آموزش و پرورش شهرستان فردوس

    سلام علیکم

    احتراما ما همکاران فرهنگی شاغل در هنرستان فنی شهید باهنر فردوس به اطلاع می‌رسانیم که جناب آقای علی سروری مدیر و همکار محترم هنرستان مدیری فعال، دلسوز، کاردان، بسیار کارآمد و بطور کلی نمونه و الگوی ما هستند. با درایت و شایستگی خاصی که در ایشان سراغ داریم بر خود واجب دانستیم که نزد آن اداره محترم کتباً از ایشان تقدیر و تشکر خاص داشته باشیم.

    لذا از ریاست محترم آموزش و پرورش خواهشمندیم نسبت به صدور تشویق نامه کتبی در جهت افزایش دلگرمی و استواری منحصر به فرد این مدیر نمونه اقدامات لازم را مبذول فرمایند.

    با تشکر و سپاس فراوان


    زندگينامه نيما يوشيج و آشنايي با سبك شعري او

    علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيست‌ويكم آبان‌ماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقه‌اي به‌نام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود.


    او 62 سال زندگي كرد و اگرچه سراسر عمرش در سايه‌ي مرگ مدام و سختي سپري شد؛ اما توانست معيارهاي هزارساله‌ي شعر فارسي را كه تغييرناپذير و مقدس و ابدي مي‌نمود، با شعرها و راي‌هاي محكم و مستدلش، تحول بخشد.


    . در همان دهكده كه متولد شد، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفت”.
    نيما 11 ساله بوده كه به تهران كوچ مي‌كند و روبه‌روي مسجد شاه كه يكي از مراكز فعاليت مشروطه‌خواهان بوده است؛ در خانه‌اي استيجاري، مجاور مدرسه‌ي دارالشفاء مسكن مي‌گزيند. او ابتدا به دبستان «حيات جاويد» مي‌رود و پس از چندي، به يك مدرسه‌ي كاتوليك كه آن وقت در تهران به مدرسه‌ي «سن‌لويي» شهرت داشته، فرستاده مي‌شود بعدها در مدرسه، مراقبت و تشويق يك معلم خوش‌رفتار كه «نظام وفا» ـ شاعر بنام امروز ـ باشد، او را به شعر گفتن مي اندازد. و نظام وفا استادي است كه نيما، شعر بلند «افسانه» كه به‌قولي، سنگ بناي شعر نو در زبان فارسي است را به او تقديم كرده است.


    او نخستين شعرش را در 23 سالگي مي‌نويسد؛ يعني همان مثنوي بلند «قصه‌ي رنگ ‌پريده» كه خودش آن‌را يك اثر بچگانه معرفي كرده است. نيما در سال 1298 به استخدام وزارت ماليه درمي‌آيد و دو سال بعد، با گرايش به مبارزه‌ي مسلحانه عليه حكومت قاجار و اقدام به تهيه‌ي اسلحه مي‌كند. در همين سال‌هاست كه مي‌خواهد به نهضت مبارزان جنگلي بپيوندد؛ اما بعدا منصرف مي‌شود.
    نيما در دي ماه 1301 «افسانه» را مي‌سرايد و بخشهايي از آن را در مجله‌ي قرن بيستم به سردبيري «ميرزاده عشقي» به چاپ مي‌رساند. در 1305 با عاليه جهانگيري ـ خواهرزاده‌ي جهانگيرخان صوراسرافيل ـ ازدواج مي‌كند. در سال 1317 به عضويت در هيات تحريريه‌ي مجله‌ي موسيقي درمي‌آيد و در كنار «صادق هدايت»، «عبدالحسين نوشين» و «محمدضياء هشترودي»، به كار مطبوعاتي مي‌پردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و مقاله‌ي بلند «ارزش احساسات در زندگي هنرپيشگان» را به چاپ مي‌رساند. در سال 1321 فرزندش شراگيم به‌دنيا مي‌آيد ـ كه بعد از فوت او، با كمك برخي دوستان پدر، به گردآوري و چاپ برخي شعرهايش اقدام ‌كرد.
    نوشته‌هاي نيما يوشيج را مي‌توان در چند بخش مورد بررسي قرار داد: ابتدا شعرهاي نيما؛ بخش ديگر، مقاله‌هاي متعددي است كه او در زمان همكاري با نشريه‌هاي آن دوران مي‌نوشته و در آنها به چاپ مي‌رسانده است؛ بخش ديگر، نامه‌هايي است كه از نيما باقي مانده است. اين نامه‌ها اغلب، براي دوستان و همفكران نوشته مي‌شده است و در برخي از آنها به نقد وضع اجتماعي و تحليل شعر زمان خود مي‌پرداخته است؛ ازجمله در نامه‌هايي كه به استادش «نظام وفا» مي‌نوشته است.
    آثار خود نيما عبارتند از: «تعريف و تبصره و يادداشت‌هاي ديگر» ، «حرف‌هاي همسايه»‌ ، «حكايات و خانواده‌ي سرباز» ، «شعر من» ، «مانلي و خانه‌ي سريويلي» ،‌«فريادهاي ديگر و عنكبوت رنگ» ، «قلم‌انداز» ، «كندوهاي شكسته» (شامل پنج قصه‌ي كوتاه)، ‌«نامه‌هاي عاشقانه»‌ و غيره.


    و عاقبت در اواخر عمر اين شاعر بزرگ، درحالي‌كه به علت سرماي شديد يوش، به ذات‌الريه مبتلا شده بود و براي معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثيري نداد و در تاريخ 13 دي‌ماه 1338، نيما يوشيج، آغازكننده‌ي راهي نو در شعر فارسي، براي هميشه خاموش شد. او را در تهران دفن ‌كردند؛ تا اينكه در سال 1372 طبق وصيتش، پيكرش را به يوش برده و در حياط خانه محل تولدش به خاك ‌سپردند.


    نيما علاوه بر شكستن برخي قوالب و قواعد، در زبان قالب‌هاي شعري تاثير فراواني داشت؛ او در قالب غزل ـ به‌عنوان يكي از قالب‌هاي سنتي ـ نيز تاثير گذار بوده؛ به طوري كه عده‌اي معتقدند غزل بعد از نيما شكل ديگري گرفت و به گونه‌اي كامل‌تر راه خويش را پيمود.
    سيداكبر ميرجعفري، شاعر غزلسراي ديگر، بيشترين تاثير نيما را بر جريان كلي شعر، در بخش محتوا دانسته و مي‌گويد: «شعر نو» راههاي جديدي را پيش روي شاعران معاصر گشود. درواقع با تولد اين قالب، سيل عظيمي از فضاها و مضاميني كه تا كنون استفاده نمي‌شد، به دنياي ادبيات هجوم آورد. درواقع بايد بگوييم نوع نگاه نيما به شعر بر كل جريان شعر تاثير نهاد. در اين نگاه همه اشيايي كه در اطراف شاعرند جواز ورود به شعر را دارند. تفاوت عمده شعر نيما و طرفداران او با گذشتگان، درواقع منظري است كه اين دو گروه از آن به هستي مي‌نگرند.
     
    «نيما يوشيج» به روايت دكتر روژه لسكو 
    «نيما يوشيج» براي اروپاييان بويژه فرانسه زبانان چهره اي ناشناخته نيست. علاوه براينكه ايرانيان برخي از اشعار نيما را به زبان فرانسه ترجمه كردند، بسياري از ايرانشناسان فرانسوي نيز دست به ترجمه اشعار او زدند و به نقد آثارش پرداختند. بزرگاني چون دكتر حسن هنرمندي، روژه لسكو، پروفسور ماخالسكي، آ.بوساني و… كه در حوزه ادبيات تطبيقي كار مي كردند عقيده داشتند چون نيما با زبان فرانسه آشنابوده، بسيار از شعر فرانسه و از اين طريق از شعر اروپا تأثير پذيرفته است. از نظر اينان اشعار سمبوليستهايي چون ورلن، رمبو و بويژه ماگارمه در شكل گيري شعرسپيدنيمايي بي تأثير نبوده است.
    پروفسور «روژه لسكو» مترجم برجسته «بوف كور» صادق هدايت، كه در فرانسه به عنوان استاد ايران شناسي در مدرسه زبانهاي زنده شرقي، زبان كردي تدريس مي كرد، ترجمه بسيار خوب و كاملي از «افسانه» نيما ارائه كرد و در مقدمه آن به منظور ستايش از اين اثر و نشان دادن ارزش و اهميت نيما در شعر معاصر فارسي، به تحليل زندگي و آثار او پرداخت و نيما را به عنوان بنيانگذار نهضتي نو در شعر معاصر فارسي معرفي كرد.
    دكتر رو»ه در مقدمه ترجمه شع افسانه در مقاله اش م نويسد:
    «شعر آزاد» يكي از دستاوردهاي اساسي مكتب سمبوليسم بود كه توسط ورلن، رمبو و … در «عصر روشنگري» بنا نهاده شد و شاعران و نويسندگان بسياري را با خود همراه كرد كه نيمايوشيج نيز با الهام از ادبيات فرانسه يكي از همراهان اين مكتب ادبي شد.
    هدف در شعر آزاد آن است كه شاعر به همان نسبت كه اصول خارجي نظم سازي كهن را به دور مي افكند هرچه بيشتر ميدان را به موسيقي وكلام واگذارد. در واقع در اين سبك ارزش موسيقيايي و آهنگ شعر در درجه اول اهميت قرارمي گيرد.
    شعر آزاد به دست شاعران سمبوليست فرانسه چهره اي تازه گرفت و به شعري اطلاق مي شد كه از همه قواعد شعري كهن بركنار ماند و مجموعه اي از قطعات آهنگدار نابرابر باشد.
    در چنين شعري، قافيه نه در فواصل معين، بلكه به دلخواه شاعر و طبق نياز موسيقيايي قطعه در جاهاي مختلف شعر ديده مي شود و «شعر سپيد» در زبان فرانسه شعري است كه از قيد قافيه به كلي آزاد باشد و آهنگ دار بودن به معناي موسيقي دروني كلام از اجزا جدايي ناپذير اين نوع شعر است. كه اين تعاريف كاملاً با ماهيت و سبك اشعار نيما هماهنگي دارد.
    در مجموع مي توان گفت كه:
    .۱ نيما كوشيد تجربه چندنسل از شاعران برجسته فرانسوي را در شعر فارسي بارور سازد.
    ۲ . نيما توانست شعر كهن فارسي را كه در شمار پيشروترين شعرهاي جهان بود ولي در چند قرن اخير كارش به دنباله روي و تكرار رسيده بود را با شعر جهان پيوند زند و بارديگر جاي والاي شعر فارسي را در خانواده شعر جهان به آن بازگرداند.
    .۳ نيما توانست عقايد متفاوت و گاه متضاد برخي از بزرگان شعر فرانسه را يكجا در خود جمع كند و از آنها به سود شعر فارسي بهره گيرد. او عقايد و اصول شعري «مالارمه» كه طرفدار عروض و قافيه بود را در كنار نظر انقلابي «رمبو» كه خواستار آزادي كامل شعر بود، قرارداد و با پيوند و هماهنگي بين آنها «شعر سپيد» خود را به ادبيات ايران عرضه كرد.
    ۴ . نيما از نظر زبانشناسي ذوق شعري ايرانيان را تصحيح كرد و با كاربرد كلمات محلي دايره پسند ايرانيان را در بهره برداري از زبان رايج و جاري سرزمينش گسترش داد. او يكي از بزرگان شعر فولكلور ايران شمرده مي شود.
    .۵ نيما جملات و اصطلاحات متداول فارسي و صنايع ادبي بديهي و تكراري را كنار نهاد تا از فرسودگي بيشتر زبان پيشگيري كند و اينچنين زبان شعري كهن فارسي كه تنها استعداد بيان حالات ملايم و شناخته شده عرفاني و احساساتي را داشت، توانايي بيان هيجانات، دغدغه ها، اضطرابات و بي تابي هاي انسان مدرن امروزي را به دست آورد. بدين ترتيب زبان شعري «ايستا و فرسوده» گذشته را به زبان شعري «پويا و زنده» بدل كرد.
    .۶ نيما همچون مالارمه ناب ترين معني را به كلمات بدوي بخشيد. او كلمات جاري را از مفهوم مرسوم و روزمره آن دور كرد و مانند مالارمه شعر را سخني كامل و ستايشي نسبت به نيروي اعجاب انگيز كلمات تعريف كرد.
    .۷ نيما همچون ورلن تخيل و خيال پردازي را در شعر به اوج خود رساند و شعر را در خدمت تخيل و توهم گرفت نه تفكر و تعقل.
    .۸ نيما بر «وزن» شعر بسيار تأكيد داشت. او وزن را پوششي مناسب براي مفهومات و احساسات شاعر مي دانست.
    تراود مهتاب

    مي تراود مهتاب

    مي درخشد شبتاب

    نيست يك دم شكندخواب به چشم كس وليك

    غم اين خفته چند

    خواب در چشم ترم مي شكند

    نگران با من ايستاده سحر

    صبح مي خواهد از من

    كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر

    در جگر ليكن خاري

    از ره اين سفرم مي شكند

    نازك آراي تن ساق گلي

    كه به جانش كشتم

    و به جان دادمش آب

    اي دريغا به برم مي شكند

    دستهاي سايم

    تا دري بگشايم

    بر عبث مي پايم

    كه به در كس آيد

    در وديوار به هم ريخته شان

    بر سرم مي شكند

    مي تراود مهتاب

    مي درخشد شبتاب

    مانده پاي ابله از راه دور

    بر دم دهكده مردي تنها

    كوله بارش بر دوش

    دست او بر در مي گويد با خود

    غم اين خفته چند

    خواب در چشم ترم ميشكند

     

    زندگی نامه نیما یوشیج
    زندگی نامه نیما یوشیج


     

    نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .
    پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد .... در مدرسه از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت.
    در سال 1300 منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسیاری از شاعران پیرو سبک قدیم را برانگیخت.... شاعرانی چون: مهدی حمیدی ، ملک الشعرای بهار و..... به مخالفت و دشمنی با وی پرداختند و به مسخره و آزار وی دست زدند .نیما سبک خاص خود را داشت وبه سبک شاعران قدیم شعر نمی سرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند می شدند .نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه های چون: مجله موسیقی ، مجله کویر و...... پرداخت.از معروف ترین شعرهای نیما می توان به شعرهای افسانه ، آی آدمها، ناقوس ، مرغ آمین اشاره کرد. نیما در 13 دی 1328 چشم از جهان فروبست...
    فریاد می زنم ،
    من چهره ام گرفته !
    من قایقم نشسته به خشکی !
    مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ،
    یک دست بی صداست ،
    من ، دست من کمک ز دست شما می کند طلب،
    فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگر
    فریاد من رسا ،
    من از برای راه خلاص خود و شما،
    فریاد می زنم
    ، فریاد می زنم!!
    (با تلخیص)
    گزیده ای از اشعار نیما:
    تو را من چشم در راهم
    تو را من چشم در راهم شباهنگام
    که میگیرند در شاخ تلاجن سایه سیاه رنگ سیاهی
    وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
    تو را من چشم در راهم
    شباهنگام در آن دم که بر جاده دره ها چون مرده مان خفتگانند
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
    گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
    تو را من چشم در راهم
     
    بیوگرافی (زندگی نامه) نیما یوشیج
    نیما یوشیج

    نیما در سال ۱۲۷۴ هجری خورشیدی به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود.
    پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی در دل طبیعت زندگی کرد.
    نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد.
    دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.
    پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.
    درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.
    به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.
    علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.
    نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
    نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.
    منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند.نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است.با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت.ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.
    نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود
    سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد. همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در امریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.
    نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. جسد او به همراه سیروس طاهباز در وسط حیاط مدفون است.
    زندگی نامه نیما یوشیج از زبان خودش

    زندگینامه نیما یوشیج از زبان

     خودش

     نیما

     بر گرفته از "دنیا خانه ی من است"

    انتخاب ، نسخه برداری و تدوین : سیروس طاهباز

    مرکز انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران ، چاپ اول، 1375

    در سال هزار وسیصد و پانزده هجری ( قمری) ، ابراهیم نوری- مرد شجاع و عصبانی- از افراد یکی از

    دودمان های قدیمی شمال ایران محسوب می شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به

    زندگانی کشاورزی و گله داری خود مشغول بود.

     

    در پاییز همین سال، زمانی که او در مسقط الرأس ییلاقی خود « یوش» منزل داشت، من به دنیا آمدم.

    پیوستگی من از طرف جده به گرجی های متواری از دیرزمانی دراین سرزمین می‌رسد .

     

    زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق- قشلاق می

    کنند و شب بالای کوه ها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می‌شوند.

     

    از تمام دوره ی بچگی خود، من بجز زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ نشینی و

    تفریحات ساده‌ی آنها در آرامش یکنواخت و کور و بیخبر از همه جا، چیزی به خاطر ندارم.

     

    در همان دهکده که متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغها دنبال

    می کرد و به باد شکنجه می‌گرفت. پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دار می‌بست ، با ترکه

    های بلند می‌زد و مرا مجبور می‌کرد به از برکردن نامه هایی که معمولا اهل خانواده ی دهاتی به هم می

    نویسند و خودش آنها را به هم چسبانیده و برای من طومار درست کرده بود.

     

    اما یک سال که به شهر آمده بودم اقوام نزدیک من مرا به همپای برادر از خود کوچکترم، لادبن ، به یک

    مدرسه‌ی کاتولیک واداشتند. آن وقت این مدرسه در تهران به مدرسه‌ی عالی سن لویی شهرت داشت.

     

    دوره‌ی تحصیل من از اینجا شروع می‌شود. سالهای اول زندگی مدرسه ی من به زد و خورد با بچه‌ها

    گذشت. وضع رفتار و سکنات من، کناره‌گیری و حجبی که مخصوص بچه های تربیت شده در بیرون شهر

    است، موضوعی بود که در مدرسه مسخره برمی‌داشت. هنر من خوب پریدن و با رفیقم حسین پژمان،

    فرار از محوطه ی مدرسه بود. من در مدرسه خوب کار نمی‌کردم. فقط نمرات نقاشی به داد من

    می‌رسید. اما بعد ها در مدرسه مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار که نظام وفا شاعر بنام امروز

    باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت.

     

    این تاریخ مقارن بود با سال هایی که جنگ های بین المللی ادامه داشت. من در آن وقت اخبار جنگ را

    به زبان فرانسه می‌توانستم بخوانم. شعر‌های من در آن وقت به سبک خراسانی بود که همه چیز در آن

    یک جور و بطور کلی دور از طبیعت واقع و کمتر مربوط با خصایص زندگی مشخص گوینده، وصف می شود.

    آشنایی با زبان خارجی راه تازه را در پیش چشم من گذاشت. ثمره‌ی کاوش من در این راه بعد از جدایی

    از مدرسه و گذرانیدن دوران دلدادگی بدانجا می‌انجامد که ممکن است در منظومه‌ی «افسانه» ی من

    دیده می شود. قسمتی از این منظومه‌ درروزنامه ی دوست شهید من میرزاده‌ی عشقی چاپ شد. ولی

    قبلا در سال هزار وسیصد منظومه‌ای به نام «قصه ی رنگ پریده» انتشار داده بودم.

     

    من پیش از آن شعری در دست ندارم. در پاییز سال هزار وسیصد ویک نمونه ی دیگر از شیوه ی کار خود،

    « ای شب» را که پیش از این تاریخ سروده بودم و دست به دست خوانده و رانده شده بود، در روزنامه ی

    هفتگی نوبهار دیدم.

     

    شیوه ی کار در هر کدام از این قطعات تیر زهرآگینی، مخصوصا درآن زمان ، به طرف طرفداران سبک قدیم

    بود. طرفداران سبک قدیم آنها را قابل درج و انتشار نمی‌دانستند. با وجود آن در سال هزار وسیصد و

    بیست و دو هجری قمری بود که اشعار من صفحات زیاد منتخبات آثار شعرای معاصر را پر کرد. عجب آنکه

    نخستین منظومه‌ی من « قصه ی رنگ پریده» هم که از آثار بچگی من به شمار می‌آید، در جزو مندرجات

    این کتاب و در بین نام آن همه ادبای ریش و سبیل دار خوانده می‌شد و بطوری قرار گرفته بود که شعرا و

    ادبا را نسبت به من و مؤلف دانشمند کتاب (هشترودی زاده) خشمناک می ساخت. مثل اینکه طبیعت

    آزاد پرورش یافته ی من در هر دوره از زندگی من باید با زد و خورد رو در رو باشد.

     

    در اشعار آزاد من وزن و قافیه به حساب دیگر گرفته می‌شوند. کوتاه و بلند شدن مصرع ها در آنها بنا بر

    هوس و فانتزی نیست. من برای بی‌نظمی هم به نظمی اعتقاد دارم. هر کلمه‌ی من از روی قاعده‌ی

    دقیق به کلمه‌ی دیگر می چسبد. شعر آزاد سرودن برای من دشوارتر از غیر آن است.

     

    مایه ی اصلی اشعارمن، رنج است. به عقیده‌ی من گوینده‌ی واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای

    رنج خود شعر می‌گویم. فورم و کلمات و وزن و قافیه، در همه وقت، برای من ابزارهایی بوده‌اند که مجبور

    به عوض کردن آنها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.

     

    در دوره‌ی زندگی خود من هم از جنس رنجهای دیگران سهم هایی هست بطوریکه من بانوی خانه‌دار و

    بچه دار و ایلخی بان و چوپان ناقابلی نیستم، به این جهت وقت پاکنویس کردن برای من کم است. اشعار

    من متفرق به دست مردم افتاده و یا در خارج کشور به توسط زبان شناسها خوانده می شود. فقط از

    سال هزار وسیصد و هفده به بعد در جزو هیأت تحریریه‌ی مجله‌ی موسیقی بوده‌ام و به حمایت دوستان

    خود در این مجله اشعار خود را مرتبا انتشار داده‌ام.

     

    من مخالف بسیار دارم چون خود من بطور روزمره دریافته‌ام، مردم هم باید روزمره دریابند. این کیفیت

    تدریجی نتیجه‌ی کار من است. مخصوصاً بعضی از اشعار مخصوص تر به خود من برای کسانی که حواس

    جمع در عالم شاعری ندارند، مبهم است. اما انواع شعرهای من زیادند. چنانکه دیوانی به زبان مادری

    خود به اسم « روجا» دارم. می توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد،

    بدون سر و صدا می‌توان آب برداشت. خوش آیند نیست اسم بردن از داستانهای منظوم خود به سبک

    های مختلف که هنوز به دست مردم نیامده است.

     

    باقی شرح حال من این می‌شود: در تهران می گذرانم. زیادی می نویسم، کم انتشار می‌دهم، و این

    وضع مرا از دور تنبل جلوه می‌دهد.

    نيما يوشيج

    گروه : علوم انساني      رشته : زبان و ادبيات فارسي      گرايش : شعر      محل تولد : يوش      تاريخ تولد : 1276
     خلاصه : علي اسفندياري معروف به نيما يوشيج ، در سال 1274 شمسي در يوش مازندران به دنيا آمد. وي آموزش هاي ابتدايي را در يوش آغاز كرد و در سن دوازده سالگي (1288) با خانواده اش به تهران رفت و در آنجا مسكن گزيد. او ابتدا به دبستان (حيات جاويد) و سپس به مدرسه متوسطه كاتوليك (سن لوئي) رفت. در اين مدرسه بود كه زبان فرانسه را آموخت. نيما يوشيج به سال 1296 در سن بيست سالگي موفق به دريافت تصديقنامه از مدرسه ي عالي سن لوئي شد. نخستين كار اداري نيما شغلي در درجه پايين كارمندي در وزارت ماليه بود، او تا سال 1298 در اين كار دوام آورد. از سال 1306 در كنار همسرش عاليه ،در آموزشگاه هاي كوچك شهرهاي شمال ايران : بارفروش ( بابل كنوني ) ، لاهيجان ، رشت ، آستارا به كار تدريس اشتغال داشت. از فروردين ماه سال 1312 نيما و همسرش به تهران آمدند. نيما نخست در بلا تكليفي بسر برد و سپس در جست و جوي كاري مناسب بر آمد. در سال 1316 به تدريس ادبيات در دوره دوم دبيرستان صنعتي پرداخت. پس از آن به وزارت پيشه و هنر منتقل گرديد. يك سال بعد به اداره موسيقي كشور منتقل شد و به عضويت هيات تحريريه ي مجله موسيقي انتخاب گرديد؛ نيما يوشيج تا سال 1326 شغل ثابتي نداشت و پس از آن به خدمت در اداره ي نگارش وزارت فرهنگ پرداخت . او تا پايان زندگيش در اين شغل اداري باقي ماند. نيما در روز پنج شنبه 16 دي ماه 1338 هجري شمسي به علت ابتلا به بيماري ذات الريه در گذشت.
     والدين و انساب : نيما يوشيج فرزند ابراهيم نوري و طوبي مفتاح بود. در يادداشت كوچك بي تاريخي نسب خود را چنين نوشته است: « علي بن ابراهيم علي ( معروف به ناظم الاياله ) بن محمدرضا ( معروف به باباخان بيك ) بن محمد هاشم بن محمدرضا » . [ زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 11 ]
     اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : نيما آنگونه كه خود مي گويد، كودكي اش در ميان شبانان و ايلخي بانان سپري شده است، اينان به هواي چراگاه به نقاط دور ييلاق قشلاق مي كردند و شب بالاي كوهها ساعات طولاني باهم به دور آتش جمع مي شدند ،او مي گويد: «از تمام دوره بچگي خود،به زدو خوردهاي و حشيانه و چيزهاي مربوط به زندگي كوچ نشيني و تفريحات ساده آنها در آرامش يكنواخت و كور و بي خبر ازهمه جا چيزي به خاطر ندارم». [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216 ]
     تحصيلات رسمي و حرفه اي : نيما خواندن و نوشتن را در يوش كه بود آموخت. در زندگينامه ي خود چنين مي نويسد: «در همان دهكده كه متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفتم. او مرا در كوچه باغهاي دنبال مي كرد و به باد شكنجه مي گرفت. پاهاي نازك مرا به درختهاي ريشه و گزنه دار مي بست. با تركه هاي بلند مرا مجبور مي كرد به از بر كردن نامه هايي كه معمولا“ اهل خانواده اي دهاتي به هم مي نويسند و خودش آنها را بهم چسبانيده و براي من طومار درست كرده بود». در سن دوازده سالگي (1288) نيما با خانواده اش در تهران مسكن گزيد و در اين شهر ،ابتدا به دبستان (حيات جاويد) و سپس به مدرسه متوسطه كاتوليك (سن لوئي) رفت. در اين مدرسه بود كه زبان فرانسه را آموخت. نيما يوشيج به سال 1296 در سن بيست سالگي موفق به دريافت تصديقنامه از مدرسه ي عالي سن لوئي شد و اين پايان تحصيلات رسمي اوست. پس از آن مدتي به اتفاق لاربن در مدرسه ي خان مروي نزد مرحوم آقا شيخ هادي يوشي، زبان عربي آموخت . در سال 1307 نيز در بار فروش (بابل) در محضر علامه ي حائري به درسهاي فلسفه و منطق و فقه اين عالم بزرگ دل سپرد. [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216 ـ زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 17 ]
     خاطرات و وقايع تحصيل : نيما يوشيج از دوران تحصيل خود چنين تعريف مي كند : «سالهاي اول زندگي مدرسه من به زد وخورد بچه ها گذشت ،وضع رفتار و سكنات من كناره گيري و حجبي كه مخصوص بچه ها ي بربيت شده در بيرون شهر است . موضوعي بود كه در مدرسه مسخره برانداز بود. هنر من خوب پريدن و با رفيقم پژمان (حين) فرار از محوطه مدرسه بود. من در مدرسه خوب كار نمي كردم فقط نمرات نقاشي به داد من مي رسيد. اما بعدها مراقبت و تشويق يك معلم خوش رفتار كه نطام وفا شاعر امروز باشد مرا به خط شعر گفتن انداخت. اين تاريخ مقارن بود با سالها يا كه جنگها ي بين المللي ادامه داشت. من در آن وقت اخبار جنگ را به زبان فرانسه مي توانستم بخوانم». او در ادامه مي گويد : «به منزل خاله ام ، مادر تقي كياني كاردار، مي گريختم. با پاي برهنه از بازارها و كوچه هاي يخ بسته و مرطوب كه آثار قديم در آنجا هنوز بجا بود (مي گذشتم). در سر راه من دالان دولتسراي عضدالملك نائب السلطنه بود. با چراغ كم روشن توي دالان و قراول دم در با لباس مخصوص قديم قراول هاي زمان پيش از مشروطه . همه چيز قديم. من درست به يادم مي آيد حيدر علي كمالي و تقي كاردار كياني در بالاخانه شعر مي خواندند تا صبح. و احتشام الملك ، پدر همين خانلري ، در زاويه به حساب خود زندگي مي كرد. آنها تا صبح نظامي مي خواندند. تاثير نظامي از آن وقت در من پيدا شد كه من اصلاً در خصوص شعر فكر نمي كردم. تقي كياين كاردار ( معتصم الملك ) در من تاثير مهمي دارد ، بدون اينكه خودش بداند» .[زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216ـزندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 17-18 ]
     استادان و مربيان : نيما به تشويق نظام وفا كه استاد او بود ،به نظم شعر پرداخت. از استادان وي مي توان به مرحوم آقا شيخ هادي يوشيجي و علامه حائري اشاره كرد. [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216ـزندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 17-18 ]
     هم دوره اي ها و همكاران : يكي از همدو ره ايها ي دوران تحصيل نيما يوشيج ،حسين پژمان بود.[ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص 600 ]
     همسر و فرزندان : در تاريخ 6 ارديبهشت ماه سال 1305 نيما يوشيج ، در سن 29 سالگي ،با خانم عا ليه ي جهانگير ،فرزند ميرزا اسماعيل شيرازي ،خواهر زاده ي انقلابي و نويسنده ي مشهور ميرزا جهانگير صور اسرافيل ازدواج كرد.حاصل اين ازدواج فرزندي به نام شراگيم بود.[زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص52 ؛ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص 600 ]
     وقايع ميانسالي : نيما در يكي از طوفاني ترين و پر آشوب ترين ايام تاريخ كشور را درك نموده است.وي در اين زمان رضا خان با توطئه چيني و حمايت بيگانگان در پي تغيير حكومت قاجار و انتقال سلطنت به خود و خاندان خود بود. در سال 1303 مجلس شوراي ملي لايحه اي عزل احمد شاه قاجار و جانشيني سردار سپه را به مقام سلطنت تصويب مي كند و در 15 آذر ماه 1304 مجلس موسسان براي تغيير مواردي از قانون اساسي تشكيل مي شود. نيما يوشيج با روشن بيني و آينده نگري كامل ، كه نشانه ي حس قوي و شناخت كامل او از موقعيت سياسي و اجتماعي ايران است ،در ياد داشتي با عنوان (مجلس مؤسسان )براي تغيير موادي از قانون اساسي تشكيل مي شود. نيما يوشيج با روشن بيني و آينده نگري كامل ، كه نشانه ي حس قوي و شناخت كامل او از موقعيت سياسي و اجتماعي ايران است، در ياد داشتي با عنوان (مجلس موسسان ) به تاريخ 21 آبان ماه 1304 چنين مي نويسد:(مجلس موسسان به اصطلاح شيطان مي خواهد آتيه ي مملكت ،يعني سرنوشت يك مست بچه هاي يتيم و مادرهاي فقير را معين كند. جوانها اغلب آنهايي كه چند جلد از كتب ادبيات غربي را ترجمه كرده اند و به اين جهت مشهور به نويسندگان هستند، در اين مجلس شركت دارند. مي خواهند آنها را براي اين مجلس انتخاب كنند. به من هم تكليف كرده اند،ولي من تاكنون نه پا به مجلس آنها گذاشته ام نه بازي قرعه و انتخاب و كلا را شناخته ام . من از اين بازي چيزي نمي فهمم . يك نفر را روي كار كشيده اند يك استبداد خطرناك ،مملكت را تغيير خواهد داد. جوان باهنر گمنام ،بمير يا ساكت باش تا تو را معدوم نكنند و تو بتواني روزي كه نطفه هاي پاك پيدا شدند ،به آنها اتحاد را تبليغ كني .اين نقشه ها براي اين است كه متفكرين و مخالفين شناخته شوند و آنها را در موقع جلسه ،نيست كنند؛ ولي بالاخره شيطان مغلوب مي شود.) نيما يوشيج كه به هنگام نوشتن يادداشت 28 ساله است، در اين عبارت (جوان باهنر گمنام ،بمير يا ساكت باش تا تورا معدوم نكنند )بي گمان به شهادت دوست ناكام خود ميرزاده عشقي نظر دارد و جملات (من از اين بازيها چيزي نمي فهمم .يك نفر را روي كار كشيده اند . يك استبداد خطرناك ،مملكت را تغيير خواهد داد .سخت هوشيارانه ،قابل توجه، تاريخي و عبرت آور است. در بهمن ماه 1306 حادثه سياسي مهمي روي داد : كشف كتيبه ي سري و اعلام سرهنگ احمد پولادين. سرهنگ احمد خان پولادين كه افسري حساس و چو ن رئيس گارد رضا شاه و از نزديك شاهد اعمال او بود با عده اي از افسران و اشخاص مي دانست آنها هم با رژيم پهلوي موافق نيستند وارد مذاكره و متحد شده كميته اي سري تشكيل دادند كه او را از ميان بردارند و رژيم پهلوي را سرنگون سازند. نزديك بود كه موفق هم بشوند . اما يكي از افراد اين كميته از بيم نافرجام ماندن اين اقدام محرمانه مراتب را به اطلاع پهلوي رسانيد . همگي اعضاء كميته دستگير و تسليم دادگاه نظامي شدند محاكمات آنها چند روز به طول انجاميد در نتيجه سرهنگ احمدخان پولادين محكوم به اعدام شد. اين واقعه نيما يوشيج را كه انديشه انتقام هميشه با او بود سر شوق مي آورد و در اسفند ماه 1306 شعر بلند و حماسي (سرباز فولادين) را سرود تا اين تاريخ بعد از (افسانه) مهم ترين شعر اوست.[زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 67-48 ]
     زمان و علت فوت : نيما در روز پنج شنبه 16 دي ماه 1338 هجري شمسي به علت ابتلا به بيماري ذات الريه در گذشت و در قبرستان امامزاده عبدالله به خاك سپرده شد. [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص218 ]
     مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : نخستين كار اداري نيما شغلي در درجه پايين كارمندي در وزارت ماليه بود و ي تا سال 1298 در اين كار دوام آورد. از فروردين ماه سال 1312 نيما و همسرش در تهران بودند. نيما نخست در بلا تكليفي بسر برد و سپس در جست و جوي كاري مناسب بر آمد. در سال 1316 به وزارت پيشه و هنر منتقل گرديد. يك سال بعد به تمايل خودش با همان حقوق به اداره موسيقي كشور منتقل شد و به عضويت هيات تحريريه ي مجله موسيقي انتخاب گرديد؛ اين كار جدي ترين و مناسب ترين شغل اداري نيما يوشيج درتما م طول زندگيش است كه تا پابان عمر اين مجله ،تا بهمن 1320 ادامه يافت. نيما يوشيج تا سال 1326 شغل ثابتي نداشت و پس از آن به خدمت در اداره ي نگارش وزارت فرهنگ پرداخت . كار او بررسي و اظهار نظر در باره ي نمايشنامه ها و فيلمنامه هايي بود كه به اين اداره مي رسيد. تا پايان زندگيش اين شغل اداري او بود و حقوقش سيصد و سي تومان در ماه بود. [روزنامه همشهري ، دوشنبه 10دي 1380 ، شماره 2607 ـ زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 23 و 116 و119 -120 و 125 ]
     فعاليتهاي آموزشي : از سال 1306 ، نيما در كنار همسرش عاليه ،در آموزشگاه هاي كوچك شهرهاي شمال ايران : بارفروش ( بابل كنوني ) ، لاهيجان ، رشت ، آستارا به كار تدريس اشتغال داشت. او در سال 1316 در تهران به تدريس ادبيات در دوره دوم دبيرستان صنعتي پرداخت.[ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص 597 ]
     آرا و گرايشهاي خاص : نيما يوشيج در سال 1316 موفق به كشف شكل تازه اي در شعر فارسي شد كه اين شيوه به كلي با شعر قديم فرق دارد و با نگرشي كه در شيوه شكل آن پديد آورد به پدر شعر نو لقب گرفت. نظرنيما در خصوص شعر، يك نگاه جديد است كه بعضاً شيوه هاي قديم را به چالش كشيده و از منظري جديد غالب شعر را تعريف مي نمايد. او مي گويد: « ادبيات ما بايد از هر حيث عوض شود. موضوع تازه كافي نيست و نه اين كافي است كه مضموني را بسط داده و به طرز تازه بيان كنيم. نه اين كافي است كه با پس و پيش كردن قافيه و افزايش و كاهش مصراع ها يا وسايل ديگر ، دست به فرم تازه زده باشيم . عمده كار اين است كه طرز كار عوض شود و مدل وصفي و روائي ، كه در دنياي با شعور آدم هاست ، به شعر بدهيم. »او در ادامه مي گويد:« شعر وزن و قافيه نيست ، بلكه وزن و قافيه هم از ابزار كار يك نفر شاعر هستند. همچنين شعر رديف ساختن مصطلحات و فهرست كلي دادن از مطالب معلوم كه در سر زبان ها افتاده است نيست. اين جور كار به درد دفتر حساب بندي يك تجارتخانه مي خورد. شعر واسطه تشريح و تاثير دادن و كوچك كردن معنويات و شكافتن و نمودن درونيهاي دقيق و نهفته آنهاست. و تمام كوشش و كاوش شاعر براي آن است كه « مخصوصاً شعر را از حيث بيان آن به طبيعت نزديك كرده و به آن اثر دلپذير نثر را دهد » . زياد رغبت دارد و دلباخته رغبت خود است كه « شعر را از مصراعبازيهاي ابتدايي ـ كه در طبيعت اين طور يكدست و يكنواخت و ساده لوح پسندانه وجود ندارد و لباس متحد الشكل نپوشيده استـ آزاد كرده باشد» .نيما فقط در ابداع شعر نو جسارت به خرج نداد بلكه همين آوردن واژه هاي روستايي و بومي در شعر فارسي و ملي در نوع خود بدعت و نوآوري محسوب مي شود ، تا جاييكه كه بعد از او بسياري خواستند از اين شيوه بهره بگيرند كه راه به جايي نبردند. [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص9-608 ـ روزنامه همشهري ، دوشنبه 10دي 1380 ، شماره 2607]

     

    نیما یوشیج

     

    نیما یوشیج

    نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعرنوفارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعرنوعنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.

     کودکی

    نیما در سال ۱۲۷۶ هجری شمسی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کردنیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد

    اقامت در تهران

    دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.

    پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت بهمیرزاکوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.

    درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.ترک تهران

    به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان بهرشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود.

     تغییر نام

    علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است

     

    آغاز شاعری

    نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میزازاده عشقی به چاپ رسانداین منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

    نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.

     آثار نیما

    منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به  نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند. چنان که خطاب به حافظ می‌گوید:

    حافظا این چه کید و دروغ است کز زبان می و جام ساقی است
    نالی ار تا ابد باورم نیست که بر آن عشق بازی که باقی است
    من بر آن عاشقم کو رونده است {{{2}}}

    نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است.  با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت. ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.

     

    زندگی شخصی

    نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلافمذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت. نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود.سرانجام نیما در اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزاجهنگیر بود.حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند . شراگیم در سال۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.

     خانه نیما

    خانه پدری نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‎رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث‎فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می‎شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.


     مرگ

    خانه نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶ ، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد
     
    خانه نیما

    نیما در ۱۳دی۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالاتهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش ، بهجت الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزارسیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است.

      اشعار

    • قصه رنگ پریده
    • منظومه نیما
    • خانواده سرباز
    • ای شب
    • افسانه
    • مانلی
    • افسانه و رباعیات
    • ماخ اولا
    • شعر من
    • شهر شب و شهر صبح
    • ناقوس قلم انداز
    • فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ
    • آب در خوابگه مورچگان
    • مانلی و خانه سریویلی
    • مرقد آقا (داستان)
    • کندوهای شکسته (داستان)
    • آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
    • توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

    002295.jpg

     
     

     

    تو را من چشم در راهم شبا هنگام
    که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
    وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
    تو را من چشم در راهم.
    شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سر و کوهی دام.
    گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛
    تو را من چشم در راهم .

    «نیما یوشیج»    اجرای آهنگ

    عکس

    نيما (علي اسفندياري) آغازگر شعر

    نو

     در ايران

     

    به مناسبت سالروز تولد نيما يوشيج
    علي اسفندياري (نيما يوشيج) در 21 آبان 1276 به دنيا آمد و بعدها پايه‌گذار شعر نو در ايران شد و بعد از 64 سال زندگي بر اثر بيماري ذات‌الريه درگذشت. علي اسفندياري كه بعدها نام «نيما يوشيج» را بر خود گذاشت در 21 آبان 1276 شمسي در «يوش» - دهي از بخش نور در شهر آمل- زاده شد. وي پسر بزرگ ابراهيم نوري مردي شجاع از افراد دودمان‌هاي قديمي شمال ايران بود. وي در زندگي‌نامه‌ي خود نوشته ، زندگي بدوي من در بين شبانان و ايلخي‌بانان گذشت كه به هواي چراگاه به نقاط دور ييلاق قشلاق مي‌كردند وشب‌ها بالاي كوه‌ها ساعت‌هاي طولاني دور هم جمع مي‌شدند . از تمام دوره‌ي بچگي خود من به جز زد و خوردهاي وحشيانه و چيزهاي مربوط به زندگي كوچ‌نشيني و تفريحات ساده‌ي آنها در آرامش يكنواخت و كور و بي‌خبر از همه جا چيزي به خاطر ندارم. نيما در دنباله زندگي‌نامه خود مي‌افزايد : در همان دهكده كه من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفتم . او مرا در كوچه دنبال مي‌كرد و به باد شكنجه مي‌گرفت ، پاهاي نازك مرا به درخت‌هاي ريشه و گزنه‌دار مي‌بست و با تركه مي‌زد و مرا به ازبر كردن نامه‌هايي كه معمولا اهل خانواده‌ي دهاتي به هم مي نوشتند مي‌كرد.اما يك سال كه به شهر آمده بودم اقوام نزديك من مرا به همپاي برادر از خود كوچكترم «لادبن» به يك مدرسه كاتوليك واداشتند. چنانكه گذشت نيما تا 12 سالگي در «يوش» بود و بعد از آن به تهران آمد ، دوره‌ي دبستان را در مدرسه‌ي «حيات جاويد» گذراند. پدر علي شب‌ها به وي «سياق» مي‌آموخت و مادرش كه حكاياتي از «هفت پيكر» نظامي و غزلياتي از حافظ حفظ داشت را به وي مي‌آموخت. نيما در سپيده‌دم جواني به دختري دل باخت و اين دلباختگي طليعه‌ي حيات شاعرانه‌ي وي گشت . بعد از شكست در اين عشق به سوي زندگي خانوادگي شتافت و عاشق صفوراي چادرنشين شد و منظومه‌ي جاودانه « افسانه»‌ را پديد آورد. پدر نيما از ازدواج وي با صفورا راضي بود اما صفورا حاضر به آمدن به شهر نشد و ناگزير از هم جدا شدند و دومين شكست او را از پاي درآورد. نيما بعد از فراغت از تحصيل در مدرسه‌ي سن لويي به كار در وزارت دارايي پرداخت اما بعد از مدتي از اين كار دست كشيد. نيما در نتيجه‌ي آشنايي با زبان فرانسه با ادبيات اروپايي آشنا شد و ابتكار و نو‌آفريني را از اين رهگذر كسب كرد و به عنوان يكي از پايه‌هاي رهبري سبك نوين قرار گرفت. اشعار نخستين وي با اينكه در قالب اوزان عروضي ساخته شده است از مضامين نو و تخيلات شاعرانه برخوردار است كه در زمان خود موجب تحولي در شعر گرديد. نيما در آثار بعدي خود اوزان عروضي شعر را مي‌شكند و شعرش را در چارچوپ وزن و قافيه آزاد مي‌سازد و راهي تازه در شعر مي‌آفريند كه به سبك نيمايي مشهور مي‌شود. نيما يوشيج در سال 1328 در روابط عمومي و اداره تبليغات وزارت فرهنگ و هنر مشغول به كار شد. نيما در زمستان سال 1338 و در ششم دي ماه به بيماري ذات‌الريه مبتلا و در سن 64 سالگي در تجريش تهران از دنيا رفت. از آثار نيما مي‌توان به مجموعه شعر«قصه رنگ پريده» ، «خون سرد» ،‌«مطبعه‌ي سعادت»‌‌، «فريادها» ،‌«مرقد آقا» ، «كلاله‌هاي خاور» ، «ناقوس» ، «مانلي»‌، «افسانه»‌،‌« مرواريد» ، «اميركبير» ، مجموعه نامه‌هايي با عنوان «كشتي و طوفان» ، «قلم‌انداز»، «حكايات و خانواده سرباز» ، مجموعه نامه‌هاي «ستاره‌اي از زمين»‌ ،‌ داستان «توكايي در قفس» ، «آهو و پرنده‌ها»‌،‌ « حرف‌ةاي همسايه » ، «شعر من» ، مجموعه نامه‌هاي «دنيا خانه من است»‌ ،‌« آب در خوابگه مورچگان » ، «عنكبوت» ، « كندوهاي شبانه » ،« شهر صبح شهر شب»‌ و دو سفرنامه و ... اشاره كرد

    زندگينامه نيما يوشيج و آشنايي با سبك شعري او

    علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيست‌ويكم آبان‌ماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقه‌اي به‌نام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود.


    او 62 سال زندگي كرد و اگرچه سراسر عمرش در سايه‌ي مرگ مدام و سختي سپري شد؛ اما توانست معيارهاي هزارساله‌ي شعر فارسي را كه تغييرناپذير و مقدس و ابدي مي‌نمود، با شعرها و راي‌هاي محكم و مستدلش، تحول بخشد.


    . در همان دهكده كه متولد شد، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفت”.
    نيما 11 ساله بوده كه به تهران كوچ مي‌كند و روبه‌روي مسجد شاه كه يكي از مراكز فعاليت مشروطه‌خواهان بوده است؛ در خانه‌اي استيجاري، مجاور مدرسه‌ي دارالشفاء مسكن مي‌گزيند. او ابتدا به دبستان «حيات جاويد» مي‌رود و پس از چندي، به يك مدرسه‌ي كاتوليك كه آن وقت در تهران به مدرسه‌ي «سن‌لويي» شهرت داشته، فرستاده مي‌شود بعدها در مدرسه، مراقبت و تشويق يك معلم خوش‌رفتار كه «نظام وفا» ـ شاعر بنام امروز ـ باشد، او را به شعر گفتن مي اندازد. و نظام وفا استادي است كه نيما، شعر بلند «افسانه» كه به‌قولي، سنگ بناي شعر نو در زبان فارسي است را به او تقديم كرده است.


    او نخستين شعرش را در 23 سالگي مي‌نويسد؛ يعني همان مثنوي بلند «قصه‌ي رنگ ‌پريده» كه خودش آن‌را يك اثر بچگانه معرفي كرده است. نيما در سال 1298 به استخدام وزارت ماليه درمي‌آيد و دو سال بعد، با گرايش به مبارزه‌ي مسلحانه عليه حكومت قاجار و اقدام به تهيه‌ي اسلحه مي‌كند. در همين سال‌هاست كه مي‌خواهد به نهضت مبارزان جنگلي بپيوندد؛ اما بعدا منصرف مي‌شود.
    نيما در دي ماه 1301 «افسانه» را مي‌سرايد و بخشهايي از آن را در مجله‌ي قرن بيستم به سردبيري «ميرزاده عشقي» به چاپ مي‌رساند. در 1305 با عاليه جهانگيري ـ خواهرزاده‌ي جهانگيرخان صوراسرافيل ـ ازدواج مي‌كند. در سال 1317 به عضويت در هيات تحريريه‌ي مجله‌ي موسيقي درمي‌آيد و در كنار «صادق هدايت»، «عبدالحسين نوشين» و «محمدضياء هشترودي»، به كار مطبوعاتي مي‌پردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و مقاله‌ي بلند «ارزش احساسات در زندگي هنرپيشگان» را به چاپ مي‌رساند. در سال 1321 فرزندش شراگيم به‌دنيا مي‌آيد ـ كه بعد از فوت او، با كمك برخي دوستان پدر، به گردآوري و چاپ برخي شعرهايش اقدام ‌كرد.
    نوشته‌هاي نيما يوشيج را مي‌توان در چند بخش مورد بررسي قرار داد: ابتدا شعرهاي نيما؛ بخش ديگر، مقاله‌هاي متعددي است كه او در زمان همكاري با نشريه‌هاي آن دوران مي‌نوشته و در آنها به چاپ مي‌رسانده است؛ بخش ديگر، نامه‌هايي است كه از نيما باقي مانده است. اين نامه‌ها اغلب، براي دوستان و همفكران نوشته مي‌شده است و در برخي از آنها به نقد وضع اجتماعي و تحليل شعر زمان خود مي‌پرداخته است؛ ازجمله در نامه‌هايي كه به استادش «نظام وفا» مي‌نوشته است.
    آثار خود نيما عبارتند از: «تعريف و تبصره و يادداشت‌هاي ديگر» ، «حرف‌هاي همسايه»‌ ، «حكايات و خانواده‌ي سرباز» ، «شعر من» ، «مانلي و خانه‌ي سريويلي» ،‌«فريادهاي ديگر و عنكبوت رنگ» ، «قلم‌انداز» ، «كندوهاي شكسته» (شامل پنج قصه‌ي كوتاه)، ‌«نامه‌هاي عاشقانه»‌ و غيره.


    و عاقبت در اواخر عمر اين شاعر بزرگ، درحالي‌كه به علت سرماي شديد يوش، به ذات‌الريه مبتلا شده بود و براي معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثيري نداد و در تاريخ 13 دي‌ماه 1338، نيما يوشيج، آغازكننده‌ي راهي نو در شعر فارسي، براي هميشه خاموش شد. او را در تهران دفن ‌كردند؛ تا اينكه در سال 1372 طبق وصيتش، پيكرش را به يوش برده و در حياط خانه محل تولدش به خاك ‌سپردند.


    نيما علاوه بر شكستن برخي قوالب و قواعد، در زبان قالب‌هاي شعري تاثير فراواني داشت؛ او در قالب غزل ـ به‌عنوان يكي از قالب‌هاي سنتي ـ نيز تاثير گذار بوده؛ به طوري كه عده‌اي معتقدند غزل بعد از نيما شكل ديگري گرفت و به گونه‌اي كامل‌تر راه خويش را پيمود.
    سيداكبر ميرجعفري، شاعر غزلسراي ديگر، بيشترين تاثير نيما را بر جريان كلي شعر، در بخش محتوا دانسته و مي‌گويد: «شعر نو» راههاي جديدي را پيش روي شاعران معاصر گشود. درواقع با تولد اين قالب، سيل عظيمي از فضاها و مضاميني كه تا كنون استفاده نمي‌شد، به دنياي ادبيات هجوم آورد. درواقع بايد بگوييم نوع نگاه نيما به شعر بر كل جريان شعر تاثير نهاد. در اين نگاه همه اشيايي كه در اطراف شاعرند جواز ورود به شعر را دارند. تفاوت عمده شعر نيما و طرفداران او با گذشتگان، درواقع منظري است كه اين دو گروه از آن به هستي مي‌نگرند.
     
    «نيما يوشيج» به روايت دكتر روژه لسكو 
    «نيما يوشيج» براي اروپاييان بويژه فرانسه زبانان چهره اي ناشناخته نيست. علاوه براينكه ايرانيان برخي از اشعار نيما را به زبان فرانسه ترجمه كردند، بسياري از ايرانشناسان فرانسوي نيز دست به ترجمه اشعار او زدند و به نقد آثارش پرداختند. بزرگاني چون دكتر حسن هنرمندي، روژه لسكو، پروفسور ماخالسكي، آ.بوساني و… كه در حوزه ادبيات تطبيقي كار مي كردند عقيده داشتند چون نيما با زبان فرانسه آشنابوده، بسيار از شعر فرانسه و از اين طريق از شعر اروپا تأثير پذيرفته است. از نظر اينان اشعار سمبوليستهايي چون ورلن، رمبو و بويژه ماگارمه در شكل گيري شعرسپيدنيمايي بي تأثير نبوده است.
    پروفسور «روژه لسكو» مترجم برجسته «بوف كور» صادق هدايت، كه در فرانسه به عنوان استاد ايران شناسي در مدرسه زبانهاي زنده شرقي، زبان كردي تدريس مي كرد، ترجمه بسيار خوب و كاملي از «افسانه» نيما ارائه كرد و در مقدمه آن به منظور ستايش از اين اثر و نشان دادن ارزش و اهميت نيما در شعر معاصر فارسي، به تحليل زندگي و آثار او پرداخت و نيما را به عنوان بنيانگذار نهضتي نو در شعر معاصر فارسي معرفي كرد.
    دكتر رو»ه در مقدمه ترجمه شع افسانه در مقاله اش م نويسد:
    «شعر آزاد» يكي از دستاوردهاي اساسي مكتب سمبوليسم بود كه توسط ورلن، رمبو و … در «عصر روشنگري» بنا نهاده شد و شاعران و نويسندگان بسياري را با خود همراه كرد كه نيمايوشيج نيز با الهام از ادبيات فرانسه يكي از همراهان اين مكتب ادبي شد.
    هدف در شعر آزاد آن است كه شاعر به همان نسبت كه اصول خارجي نظم سازي كهن را به دور مي افكند هرچه بيشتر ميدان را به موسيقي وكلام واگذارد. در واقع در اين سبك ارزش موسيقيايي و آهنگ شعر در درجه اول اهميت قرارمي گيرد.
    شعر آزاد به دست شاعران سمبوليست فرانسه چهره اي تازه گرفت و به شعري اطلاق مي شد كه از همه قواعد شعري كهن بركنار ماند و مجموعه اي از قطعات آهنگدار نابرابر باشد.
    در چنين شعري، قافيه نه در فواصل معين، بلكه به دلخواه شاعر و طبق نياز موسيقيايي قطعه در جاهاي مختلف شعر ديده مي شود و «شعر سپيد» در زبان فرانسه شعري است كه از قيد قافيه به كلي آزاد باشد و آهنگ دار بودن به معناي موسيقي دروني كلام از اجزا جدايي ناپذير اين نوع شعر است. كه اين تعاريف كاملاً با ماهيت و سبك اشعار نيما هماهنگي دارد.
    در مجموع مي توان گفت كه:
    .۱ نيما كوشيد تجربه چندنسل از شاعران برجسته فرانسوي را در شعر فارسي بارور سازد.
    ۲ . نيما توانست شعر كهن فارسي را كه در شمار پيشروترين شعرهاي جهان بود ولي در چند قرن اخير كارش به دنباله روي و تكرار رسيده بود را با شعر جهان پيوند زند و بارديگر جاي والاي شعر فارسي را در خانواده شعر جهان به آن بازگرداند.
    .۳ نيما توانست عقايد متفاوت و گاه متضاد برخي از بزرگان شعر فرانسه را يكجا در خود جمع كند و از آنها به سود شعر فارسي بهره گيرد. او عقايد و اصول شعري «مالارمه» كه طرفدار عروض و قافيه بود را در كنار نظر انقلابي «رمبو» كه خواستار آزادي كامل شعر بود، قرارداد و با پيوند و هماهنگي بين آنها «شعر سپيد» خود را به ادبيات ايران عرضه كرد.
    ۴ . نيما از نظر زبانشناسي ذوق شعري ايرانيان را تصحيح كرد و با كاربرد كلمات محلي دايره پسند ايرانيان را در بهره برداري از زبان رايج و جاري سرزمينش گسترش داد. او يكي از بزرگان شعر فولكلور ايران شمرده مي شود.
    .۵ نيما جملات و اصطلاحات متداول فارسي و صنايع ادبي بديهي و تكراري را كنار نهاد تا از فرسودگي بيشتر زبان پيشگيري كند و اينچنين زبان شعري كهن فارسي كه تنها استعداد بيان حالات ملايم و شناخته شده عرفاني و احساساتي را داشت، توانايي بيان هيجانات، دغدغه ها، اضطرابات و بي تابي هاي انسان مدرن امروزي را به دست آورد. بدين ترتيب زبان شعري «ايستا و فرسوده» گذشته را به زبان شعري «پويا و زنده» بدل كرد.
    .۶ نيما همچون مالارمه ناب ترين معني را به كلمات بدوي بخشيد. او كلمات جاري را از مفهوم مرسوم و روزمره آن دور كرد و مانند مالارمه شعر را سخني كامل و ستايشي نسبت به نيروي اعجاب انگيز كلمات تعريف كرد.
    .۷ نيما همچون ورلن تخيل و خيال پردازي را در شعر به اوج خود رساند و شعر را در خدمت تخيل و توهم گرفت نه تفكر و تعقل.
    .۸ نيما بر «وزن» شعر بسيار تأكيد داشت. او وزن را پوششي مناسب براي مفهومات و احساسات شاعر مي دانست.
    تراود مهتاب

    مي تراود مهتاب

    مي درخشد شبتاب

    نيست يك دم شكندخواب به چشم كس وليك

    غم اين خفته چند

    خواب در چشم ترم مي شكند

    نگران با من ايستاده سحر

    صبح مي خواهد از من

    كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر

    در جگر ليكن خاري

    از ره اين سفرم مي شكند

    نازك آراي تن ساق گلي

    كه به جانش كشتم

    و به جان دادمش آب

    اي دريغا به برم مي شكند

    دستهاي سايم

    تا دري بگشايم

    بر عبث مي پايم

    كه به در كس آيد

    در وديوار به هم ريخته شان

    بر سرم مي شكند

    مي تراود مهتاب

    مي درخشد شبتاب

    مانده پاي ابله از راه دور

    بر دم دهكده مردي تنها

    كوله بارش بر دوش

    دست او بر در مي گويد با خود

    غم اين خفته چند

    خواب در چشم ترم ميشكند

     

    زندگی نامه نیما یوشیج
    زندگی نامه نیما یوشیج


     

    نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .
    پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد .... در مدرسه از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت.
    در سال 1300 منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسیاری از شاعران پیرو سبک قدیم را برانگیخت.... شاعرانی چون: مهدی حمیدی ، ملک الشعرای بهار و..... به مخالفت و دشمنی با وی پرداختند و به مسخره و آزار وی دست زدند .نیما سبک خاص خود را داشت وبه سبک شاعران قدیم شعر نمی سرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند می شدند .نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه های چون: مجله موسیقی ، مجله کویر و...... پرداخت.از معروف ترین شعرهای نیما می توان به شعرهای افسانه ، آی آدمها، ناقوس ، مرغ آمین اشاره کرد. نیما در 13 دی 1328 چشم از جهان فروبست...
    فریاد می زنم ،
    من چهره ام گرفته !
    من قایقم نشسته به خشکی !
    مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ،
    یک دست بی صداست ،
    من ، دست من کمک ز دست شما می کند طلب،
    فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگر
    فریاد من رسا ،
    من از برای راه خلاص خود و شما،
    فریاد می زنم
    ، فریاد می زنم!!
    (با تلخیص)
    گزیده ای از اشعار نیما:
    تو را من چشم در راهم
    تو را من چشم در راهم شباهنگام
    که میگیرند در شاخ تلاجن سایه سیاه رنگ سیاهی
    وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
    تو را من چشم در راهم
    شباهنگام در آن دم که بر جاده دره ها چون مرده مان خفتگانند
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
    گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
    تو را من چشم در راهم
     
    بیوگرافی (زندگی نامه) نیما یوشیج
    نیما یوشیج

    نیما در سال ۱۲۷۴ هجری خورشیدی به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود.
    پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی در دل طبیعت زندگی کرد.
    نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد.
    دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.
    پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.
    درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.
    به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.
    علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.
    نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
    نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.
    منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند.نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است.با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت.ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.
    نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود
    سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد. همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در امریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.
    نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. جسد او به همراه سیروس طاهباز در وسط حیاط مدفون است.
    زندگی نامه نیما یوشیج از زبان خودش

    زندگینامه نیما یوشیج از زبان

     خودش

     نیما

     بر گرفته از "دنیا خانه ی من است"

    انتخاب ، نسخه برداری و تدوین : سیروس طاهباز

    مرکز انتشارات کمیسیون ملی یونسکو در ایران ، چاپ اول، 1375

    در سال هزار وسیصد و پانزده هجری ( قمری) ، ابراهیم نوری- مرد شجاع و عصبانی- از افراد یکی از

    دودمان های قدیمی شمال ایران محسوب می شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به

    زندگانی کشاورزی و گله داری خود مشغول بود.

     

    در پاییز همین سال، زمانی که او در مسقط الرأس ییلاقی خود « یوش» منزل داشت، من به دنیا آمدم.

    پیوستگی من از طرف جده به گرجی های متواری از دیرزمانی دراین سرزمین می‌رسد .

     

    زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق- قشلاق می

    کنند و شب بالای کوه ها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می‌شوند.

     

    از تمام دوره ی بچگی خود، من بجز زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ نشینی و

    تفریحات ساده‌ی آنها در آرامش یکنواخت و کور و بیخبر از همه جا، چیزی به خاطر ندارم.

     

    در همان دهکده که متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغها دنبال

    می کرد و به باد شکنجه می‌گرفت. پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دار می‌بست ، با ترکه

    های بلند می‌زد و مرا مجبور می‌کرد به از برکردن نامه هایی که معمولا اهل خانواده ی دهاتی به هم می

    نویسند و خودش آنها را به هم چسبانیده و برای من طومار درست کرده بود.

     

    اما یک سال که به شهر آمده بودم اقوام نزدیک من مرا به همپای برادر از خود کوچکترم، لادبن ، به یک

    مدرسه‌ی کاتولیک واداشتند. آن وقت این مدرسه در تهران به مدرسه‌ی عالی سن لویی شهرت داشت.

     

    دوره‌ی تحصیل من از اینجا شروع می‌شود. سالهای اول زندگی مدرسه ی من به زد و خورد با بچه‌ها

    گذشت. وضع رفتار و سکنات من، کناره‌گیری و حجبی که مخصوص بچه های تربیت شده در بیرون شهر

    است، موضوعی بود که در مدرسه مسخره برمی‌داشت. هنر من خوب پریدن و با رفیقم حسین پژمان،

    فرار از محوطه ی مدرسه بود. من در مدرسه خوب کار نمی‌کردم. فقط نمرات نقاشی به داد من

    می‌رسید. اما بعد ها در مدرسه مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار که نظام وفا شاعر بنام امروز

    باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت.

     

    این تاریخ مقارن بود با سال هایی که جنگ های بین المللی ادامه داشت. من در آن وقت اخبار جنگ را

    به زبان فرانسه می‌توانستم بخوانم. شعر‌های من در آن وقت به سبک خراسانی بود که همه چیز در آن

    یک جور و بطور کلی دور از طبیعت واقع و کمتر مربوط با خصایص زندگی مشخص گوینده، وصف می شود.

    آشنایی با زبان خارجی راه تازه را در پیش چشم من گذاشت. ثمره‌ی کاوش من در این راه بعد از جدایی

    از مدرسه و گذرانیدن دوران دلدادگی بدانجا می‌انجامد که ممکن است در منظومه‌ی «افسانه» ی من

    دیده می شود. قسمتی از این منظومه‌ درروزنامه ی دوست شهید من میرزاده‌ی عشقی چاپ شد. ولی

    قبلا در سال هزار وسیصد منظومه‌ای به نام «قصه ی رنگ پریده» انتشار داده بودم.

     

    من پیش از آن شعری در دست ندارم. در پاییز سال هزار وسیصد ویک نمونه ی دیگر از شیوه ی کار خود،

    « ای شب» را که پیش از این تاریخ سروده بودم و دست به دست خوانده و رانده شده بود، در روزنامه ی

    هفتگی نوبهار دیدم.

     

    شیوه ی کار در هر کدام از این قطعات تیر زهرآگینی، مخصوصا درآن زمان ، به طرف طرفداران سبک قدیم

    بود. طرفداران سبک قدیم آنها را قابل درج و انتشار نمی‌دانستند. با وجود آن در سال هزار وسیصد و

    بیست و دو هجری قمری بود که اشعار من صفحات زیاد منتخبات آثار شعرای معاصر را پر کرد. عجب آنکه

    نخستین منظومه‌ی من « قصه ی رنگ پریده» هم که از آثار بچگی من به شمار می‌آید، در جزو مندرجات

    این کتاب و در بین نام آن همه ادبای ریش و سبیل دار خوانده می‌شد و بطوری قرار گرفته بود که شعرا و

    ادبا را نسبت به من و مؤلف دانشمند کتاب (هشترودی زاده) خشمناک می ساخت. مثل اینکه طبیعت

    آزاد پرورش یافته ی من در هر دوره از زندگی من باید با زد و خورد رو در رو باشد.

     

    در اشعار آزاد من وزن و قافیه به حساب دیگر گرفته می‌شوند. کوتاه و بلند شدن مصرع ها در آنها بنا بر

    هوس و فانتزی نیست. من برای بی‌نظمی هم به نظمی اعتقاد دارم. هر کلمه‌ی من از روی قاعده‌ی

    دقیق به کلمه‌ی دیگر می چسبد. شعر آزاد سرودن برای من دشوارتر از غیر آن است.

     

    مایه ی اصلی اشعارمن، رنج است. به عقیده‌ی من گوینده‌ی واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای

    رنج خود شعر می‌گویم. فورم و کلمات و وزن و قافیه، در همه وقت، برای من ابزارهایی بوده‌اند که مجبور

    به عوض کردن آنها بوده‌ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.

     

    در دوره‌ی زندگی خود من هم از جنس رنجهای دیگران سهم هایی هست بطوریکه من بانوی خانه‌دار و

    بچه دار و ایلخی بان و چوپان ناقابلی نیستم، به این جهت وقت پاکنویس کردن برای من کم است. اشعار

    من متفرق به دست مردم افتاده و یا در خارج کشور به توسط زبان شناسها خوانده می شود. فقط از

    سال هزار وسیصد و هفده به بعد در جزو هیأت تحریریه‌ی مجله‌ی موسیقی بوده‌ام و به حمایت دوستان

    خود در این مجله اشعار خود را مرتبا انتشار داده‌ام.

     

    من مخالف بسیار دارم چون خود من بطور روزمره دریافته‌ام، مردم هم باید روزمره دریابند. این کیفیت

    تدریجی نتیجه‌ی کار من است. مخصوصاً بعضی از اشعار مخصوص تر به خود من برای کسانی که حواس

    جمع در عالم شاعری ندارند، مبهم است. اما انواع شعرهای من زیادند. چنانکه دیوانی به زبان مادری

    خود به اسم « روجا» دارم. می توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد،

    بدون سر و صدا می‌توان آب برداشت. خوش آیند نیست اسم بردن از داستانهای منظوم خود به سبک

    های مختلف که هنوز به دست مردم نیامده است.

     

    باقی شرح حال من این می‌شود: در تهران می گذرانم. زیادی می نویسم، کم انتشار می‌دهم، و این

    وضع مرا از دور تنبل جلوه می‌دهد.

    نيما يوشيج

    گروه : علوم انساني      رشته : زبان و ادبيات فارسي      گرايش : شعر      محل تولد : يوش      تاريخ تولد : 1276
     خلاصه : علي اسفندياري معروف به نيما يوشيج ، در سال 1274 شمسي در يوش مازندران به دنيا آمد. وي آموزش هاي ابتدايي را در يوش آغاز كرد و در سن دوازده سالگي (1288) با خانواده اش به تهران رفت و در آنجا مسكن گزيد. او ابتدا به دبستان (حيات جاويد) و سپس به مدرسه متوسطه كاتوليك (سن لوئي) رفت. در اين مدرسه بود كه زبان فرانسه را آموخت. نيما يوشيج به سال 1296 در سن بيست سالگي موفق به دريافت تصديقنامه از مدرسه ي عالي سن لوئي شد. نخستين كار اداري نيما شغلي در درجه پايين كارمندي در وزارت ماليه بود، او تا سال 1298 در اين كار دوام آورد. از سال 1306 در كنار همسرش عاليه ،در آموزشگاه هاي كوچك شهرهاي شمال ايران : بارفروش ( بابل كنوني ) ، لاهيجان ، رشت ، آستارا به كار تدريس اشتغال داشت. از فروردين ماه سال 1312 نيما و همسرش به تهران آمدند. نيما نخست در بلا تكليفي بسر برد و سپس در جست و جوي كاري مناسب بر آمد. در سال 1316 به تدريس ادبيات در دوره دوم دبيرستان صنعتي پرداخت. پس از آن به وزارت پيشه و هنر منتقل گرديد. يك سال بعد به اداره موسيقي كشور منتقل شد و به عضويت هيات تحريريه ي مجله موسيقي انتخاب گرديد؛ نيما يوشيج تا سال 1326 شغل ثابتي نداشت و پس از آن به خدمت در اداره ي نگارش وزارت فرهنگ پرداخت . او تا پايان زندگيش در اين شغل اداري باقي ماند. نيما در روز پنج شنبه 16 دي ماه 1338 هجري شمسي به علت ابتلا به بيماري ذات الريه در گذشت.
     والدين و انساب : نيما يوشيج فرزند ابراهيم نوري و طوبي مفتاح بود. در يادداشت كوچك بي تاريخي نسب خود را چنين نوشته است: « علي بن ابراهيم علي ( معروف به ناظم الاياله ) بن محمدرضا ( معروف به باباخان بيك ) بن محمد هاشم بن محمدرضا » . [ زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 11 ]
     اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : نيما آنگونه كه خود مي گويد، كودكي اش در ميان شبانان و ايلخي بانان سپري شده است، اينان به هواي چراگاه به نقاط دور ييلاق قشلاق مي كردند و شب بالاي كوهها ساعات طولاني باهم به دور آتش جمع مي شدند ،او مي گويد: «از تمام دوره بچگي خود،به زدو خوردهاي و حشيانه و چيزهاي مربوط به زندگي كوچ نشيني و تفريحات ساده آنها در آرامش يكنواخت و كور و بي خبر ازهمه جا چيزي به خاطر ندارم». [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216 ]
     تحصيلات رسمي و حرفه اي : نيما خواندن و نوشتن را در يوش كه بود آموخت. در زندگينامه ي خود چنين مي نويسد: «در همان دهكده كه متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفتم. او مرا در كوچه باغهاي دنبال مي كرد و به باد شكنجه مي گرفت. پاهاي نازك مرا به درختهاي ريشه و گزنه دار مي بست. با تركه هاي بلند مرا مجبور مي كرد به از بر كردن نامه هايي كه معمولا“ اهل خانواده اي دهاتي به هم مي نويسند و خودش آنها را بهم چسبانيده و براي من طومار درست كرده بود». در سن دوازده سالگي (1288) نيما با خانواده اش در تهران مسكن گزيد و در اين شهر ،ابتدا به دبستان (حيات جاويد) و سپس به مدرسه متوسطه كاتوليك (سن لوئي) رفت. در اين مدرسه بود كه زبان فرانسه را آموخت. نيما يوشيج به سال 1296 در سن بيست سالگي موفق به دريافت تصديقنامه از مدرسه ي عالي سن لوئي شد و اين پايان تحصيلات رسمي اوست. پس از آن مدتي به اتفاق لاربن در مدرسه ي خان مروي نزد مرحوم آقا شيخ هادي يوشي، زبان عربي آموخت . در سال 1307 نيز در بار فروش (بابل) در محضر علامه ي حائري به درسهاي فلسفه و منطق و فقه اين عالم بزرگ دل سپرد. [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216 ـ زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 17 ]
     خاطرات و وقايع تحصيل : نيما يوشيج از دوران تحصيل خود چنين تعريف مي كند : «سالهاي اول زندگي مدرسه من به زد وخورد بچه ها گذشت ،وضع رفتار و سكنات من كناره گيري و حجبي كه مخصوص بچه ها ي بربيت شده در بيرون شهر است . موضوعي بود كه در مدرسه مسخره برانداز بود. هنر من خوب پريدن و با رفيقم پژمان (حين) فرار از محوطه مدرسه بود. من در مدرسه خوب كار نمي كردم فقط نمرات نقاشي به داد من مي رسيد. اما بعدها مراقبت و تشويق يك معلم خوش رفتار كه نطام وفا شاعر امروز باشد مرا به خط شعر گفتن انداخت. اين تاريخ مقارن بود با سالها يا كه جنگها ي بين المللي ادامه داشت. من در آن وقت اخبار جنگ را به زبان فرانسه مي توانستم بخوانم». او در ادامه مي گويد : «به منزل خاله ام ، مادر تقي كياني كاردار، مي گريختم. با پاي برهنه از بازارها و كوچه هاي يخ بسته و مرطوب كه آثار قديم در آنجا هنوز بجا بود (مي گذشتم). در سر راه من دالان دولتسراي عضدالملك نائب السلطنه بود. با چراغ كم روشن توي دالان و قراول دم در با لباس مخصوص قديم قراول هاي زمان پيش از مشروطه . همه چيز قديم. من درست به يادم مي آيد حيدر علي كمالي و تقي كاردار كياني در بالاخانه شعر مي خواندند تا صبح. و احتشام الملك ، پدر همين خانلري ، در زاويه به حساب خود زندگي مي كرد. آنها تا صبح نظامي مي خواندند. تاثير نظامي از آن وقت در من پيدا شد كه من اصلاً در خصوص شعر فكر نمي كردم. تقي كياين كاردار ( معتصم الملك ) در من تاثير مهمي دارد ، بدون اينكه خودش بداند» .[زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216ـزندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 17-18 ]
     استادان و مربيان : نيما به تشويق نظام وفا كه استاد او بود ،به نظم شعر پرداخت. از استادان وي مي توان به مرحوم آقا شيخ هادي يوشيجي و علامه حائري اشاره كرد. [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص216ـزندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 17-18 ]
     هم دوره اي ها و همكاران : يكي از همدو ره ايها ي دوران تحصيل نيما يوشيج ،حسين پژمان بود.[ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص 600 ]
     همسر و فرزندان : در تاريخ 6 ارديبهشت ماه سال 1305 نيما يوشيج ، در سن 29 سالگي ،با خانم عا ليه ي جهانگير ،فرزند ميرزا اسماعيل شيرازي ،خواهر زاده ي انقلابي و نويسنده ي مشهور ميرزا جهانگير صور اسرافيل ازدواج كرد.حاصل اين ازدواج فرزندي به نام شراگيم بود.[زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص52 ؛ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص 600 ]
     وقايع ميانسالي : نيما در يكي از طوفاني ترين و پر آشوب ترين ايام تاريخ كشور را درك نموده است.وي در اين زمان رضا خان با توطئه چيني و حمايت بيگانگان در پي تغيير حكومت قاجار و انتقال سلطنت به خود و خاندان خود بود. در سال 1303 مجلس شوراي ملي لايحه اي عزل احمد شاه قاجار و جانشيني سردار سپه را به مقام سلطنت تصويب مي كند و در 15 آذر ماه 1304 مجلس موسسان براي تغيير مواردي از قانون اساسي تشكيل مي شود. نيما يوشيج با روشن بيني و آينده نگري كامل ، كه نشانه ي حس قوي و شناخت كامل او از موقعيت سياسي و اجتماعي ايران است ،در ياد داشتي با عنوان (مجلس مؤسسان )براي تغيير موادي از قانون اساسي تشكيل مي شود. نيما يوشيج با روشن بيني و آينده نگري كامل ، كه نشانه ي حس قوي و شناخت كامل او از موقعيت سياسي و اجتماعي ايران است، در ياد داشتي با عنوان (مجلس موسسان ) به تاريخ 21 آبان ماه 1304 چنين مي نويسد:(مجلس موسسان به اصطلاح شيطان مي خواهد آتيه ي مملكت ،يعني سرنوشت يك مست بچه هاي يتيم و مادرهاي فقير را معين كند. جوانها اغلب آنهايي كه چند جلد از كتب ادبيات غربي را ترجمه كرده اند و به اين جهت مشهور به نويسندگان هستند، در اين مجلس شركت دارند. مي خواهند آنها را براي اين مجلس انتخاب كنند. به من هم تكليف كرده اند،ولي من تاكنون نه پا به مجلس آنها گذاشته ام نه بازي قرعه و انتخاب و كلا را شناخته ام . من از اين بازي چيزي نمي فهمم . يك نفر را روي كار كشيده اند يك استبداد خطرناك ،مملكت را تغيير خواهد داد. جوان باهنر گمنام ،بمير يا ساكت باش تا تو را معدوم نكنند و تو بتواني روزي كه نطفه هاي پاك پيدا شدند ،به آنها اتحاد را تبليغ كني .اين نقشه ها براي اين است كه متفكرين و مخالفين شناخته شوند و آنها را در موقع جلسه ،نيست كنند؛ ولي بالاخره شيطان مغلوب مي شود.) نيما يوشيج كه به هنگام نوشتن يادداشت 28 ساله است، در اين عبارت (جوان باهنر گمنام ،بمير يا ساكت باش تا تورا معدوم نكنند )بي گمان به شهادت دوست ناكام خود ميرزاده عشقي نظر دارد و جملات (من از اين بازيها چيزي نمي فهمم .يك نفر را روي كار كشيده اند . يك استبداد خطرناك ،مملكت را تغيير خواهد داد .سخت هوشيارانه ،قابل توجه، تاريخي و عبرت آور است. در بهمن ماه 1306 حادثه سياسي مهمي روي داد : كشف كتيبه ي سري و اعلام سرهنگ احمد پولادين. سرهنگ احمد خان پولادين كه افسري حساس و چو ن رئيس گارد رضا شاه و از نزديك شاهد اعمال او بود با عده اي از افسران و اشخاص مي دانست آنها هم با رژيم پهلوي موافق نيستند وارد مذاكره و متحد شده كميته اي سري تشكيل دادند كه او را از ميان بردارند و رژيم پهلوي را سرنگون سازند. نزديك بود كه موفق هم بشوند . اما يكي از افراد اين كميته از بيم نافرجام ماندن اين اقدام محرمانه مراتب را به اطلاع پهلوي رسانيد . همگي اعضاء كميته دستگير و تسليم دادگاه نظامي شدند محاكمات آنها چند روز به طول انجاميد در نتيجه سرهنگ احمدخان پولادين محكوم به اعدام شد. اين واقعه نيما يوشيج را كه انديشه انتقام هميشه با او بود سر شوق مي آورد و در اسفند ماه 1306 شعر بلند و حماسي (سرباز فولادين) را سرود تا اين تاريخ بعد از (افسانه) مهم ترين شعر اوست.[زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 67-48 ]
     زمان و علت فوت : نيما در روز پنج شنبه 16 دي ماه 1338 هجري شمسي به علت ابتلا به بيماري ذات الريه در گذشت و در قبرستان امامزاده عبدالله به خاك سپرده شد. [زندگي نامه شاعران ايران ، تاليف و گردآوري : ليلا صوفي ، تهران: انتشارات جاجرمي، ص218 ]
     مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : نخستين كار اداري نيما شغلي در درجه پايين كارمندي در وزارت ماليه بود و ي تا سال 1298 در اين كار دوام آورد. از فروردين ماه سال 1312 نيما و همسرش در تهران بودند. نيما نخست در بلا تكليفي بسر برد و سپس در جست و جوي كاري مناسب بر آمد. در سال 1316 به وزارت پيشه و هنر منتقل گرديد. يك سال بعد به تمايل خودش با همان حقوق به اداره موسيقي كشور منتقل شد و به عضويت هيات تحريريه ي مجله موسيقي انتخاب گرديد؛ اين كار جدي ترين و مناسب ترين شغل اداري نيما يوشيج درتما م طول زندگيش است كه تا پابان عمر اين مجله ،تا بهمن 1320 ادامه يافت. نيما يوشيج تا سال 1326 شغل ثابتي نداشت و پس از آن به خدمت در اداره ي نگارش وزارت فرهنگ پرداخت . كار او بررسي و اظهار نظر در باره ي نمايشنامه ها و فيلمنامه هايي بود كه به اين اداره مي رسيد. تا پايان زندگيش اين شغل اداري او بود و حقوقش سيصد و سي تومان در ماه بود. [روزنامه همشهري ، دوشنبه 10دي 1380 ، شماره 2607 ـ زندگي و هنر نيما يوشيج پر درد كوهستان ، نوشته سيروس طاهباز ،تهران : انتشارات زرياب ، ص 23 و 116 و119 -120 و 125 ]
     فعاليتهاي آموزشي : از سال 1306 ، نيما در كنار همسرش عاليه ،در آموزشگاه هاي كوچك شهرهاي شمال ايران : بارفروش ( بابل كنوني ) ، لاهيجان ، رشت ، آستارا به كار تدريس اشتغال داشت. او در سال 1316 در تهران به تدريس ادبيات در دوره دوم دبيرستان صنعتي پرداخت.[ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص 597 ]
     آرا و گرايشهاي خاص : نيما يوشيج در سال 1316 موفق به كشف شكل تازه اي در شعر فارسي شد كه اين شيوه به كلي با شعر قديم فرق دارد و با نگرشي كه در شيوه شكل آن پديد آورد به پدر شعر نو لقب گرفت. نظرنيما در خصوص شعر، يك نگاه جديد است كه بعضاً شيوه هاي قديم را به چالش كشيده و از منظري جديد غالب شعر را تعريف مي نمايد. او مي گويد: « ادبيات ما بايد از هر حيث عوض شود. موضوع تازه كافي نيست و نه اين كافي است كه مضموني را بسط داده و به طرز تازه بيان كنيم. نه اين كافي است كه با پس و پيش كردن قافيه و افزايش و كاهش مصراع ها يا وسايل ديگر ، دست به فرم تازه زده باشيم . عمده كار اين است كه طرز كار عوض شود و مدل وصفي و روائي ، كه در دنياي با شعور آدم هاست ، به شعر بدهيم. »او در ادامه مي گويد:« شعر وزن و قافيه نيست ، بلكه وزن و قافيه هم از ابزار كار يك نفر شاعر هستند. همچنين شعر رديف ساختن مصطلحات و فهرست كلي دادن از مطالب معلوم كه در سر زبان ها افتاده است نيست. اين جور كار به درد دفتر حساب بندي يك تجارتخانه مي خورد. شعر واسطه تشريح و تاثير دادن و كوچك كردن معنويات و شكافتن و نمودن درونيهاي دقيق و نهفته آنهاست. و تمام كوشش و كاوش شاعر براي آن است كه « مخصوصاً شعر را از حيث بيان آن به طبيعت نزديك كرده و به آن اثر دلپذير نثر را دهد » . زياد رغبت دارد و دلباخته رغبت خود است كه « شعر را از مصراعبازيهاي ابتدايي ـ كه در طبيعت اين طور يكدست و يكنواخت و ساده لوح پسندانه وجود ندارد و لباس متحد الشكل نپوشيده استـ آزاد كرده باشد» .نيما فقط در ابداع شعر نو جسارت به خرج نداد بلكه همين آوردن واژه هاي روستايي و بومي در شعر فارسي و ملي در نوع خود بدعت و نوآوري محسوب مي شود ، تا جاييكه كه بعد از او بسياري خواستند از اين شيوه بهره بگيرند كه راه به جايي نبردند. [ از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران : انتشارات زوار ، ص9-608 ـ روزنامه همشهري ، دوشنبه 10دي 1380 ، شماره 2607]

     

    نیما یوشیج

     

    نیما یوشیج

    نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعرنوفارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعرنوعنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.

     کودکی

    نیما در سال ۱۲۷۶ هجری شمسی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کردنیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد

    اقامت در تهران

    دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.

    پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت بهمیرزاکوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.

    درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.ترک تهران

    به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان بهرشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود.

     تغییر نام

    علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است

     

    آغاز شاعری

    نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میزازاده عشقی به چاپ رسانداین منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

    نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.

     آثار نیما

    منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به  نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند. چنان که خطاب به حافظ می‌گوید:

    حافظا این چه کید و دروغ است کز زبان می و جام ساقی است
    نالی ار تا ابد باورم نیست که بر آن عشق بازی که باقی است
    من بر آن عاشقم کو رونده است {{{2}}}

    نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است.  با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت. ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.

     

    زندگی شخصی

    نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلافمذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت. نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود.سرانجام نیما در اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزاجهنگیر بود.حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند . شراگیم در سال۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.

     خانه نیما

    خانه پدری نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‎رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث‎فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می‎شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.


     مرگ

    خانه نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶ ، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد
     
    خانه نیما

    نیما در ۱۳دی۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالاتهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش ، بهجت الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزارسیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است.

      اشعار

    • قصه رنگ پریده
    • منظومه نیما
    • خانواده سرباز
    • ای شب
    • افسانه
    • مانلی
    • افسانه و رباعیات
    • ماخ اولا
    • شعر من
    • شهر شب و شهر صبح
    • ناقوس قلم انداز
    • فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ
    • آب در خوابگه مورچگان
    • مانلی و خانه سریویلی
    • مرقد آقا (داستان)
    • کندوهای شکسته (داستان)
    • آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
    • توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

    002295.jpg

     
     

     

    تو را من چشم در راهم شبا هنگام
    که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
    وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛
    تو را من چشم در راهم.
    شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛
    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سر و کوهی دام.
    گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم؛
    تو را من چشم در راهم .

    «نیما یوشیج»    اجرای آهنگ

    عکس

    نيما (علي اسفندياري) آغازگر شعر

    نو

     در ايران

     

    به مناسبت سالروز تولد نيما يوشيج
    علي اسفندياري (نيما يوشيج) در 21 آبان 1276 به دنيا آمد و بعدها پايه‌گذار شعر نو در ايران شد و بعد از 64 سال زندگي بر اثر بيماري ذات‌الريه درگذشت. علي اسفندياري كه بعدها نام «نيما يوشيج» را بر خود گذاشت در 21 آبان 1276 شمسي در «يوش» - دهي از بخش نور در شهر آمل- زاده شد. وي پسر بزرگ ابراهيم نوري مردي شجاع از افراد دودمان‌هاي قديمي شمال ايران بود. وي در زندگي‌نامه‌ي خود نوشته ، زندگي بدوي من در بين شبانان و ايلخي‌بانان گذشت كه به هواي چراگاه به نقاط دور ييلاق قشلاق مي‌كردند وشب‌ها بالاي كوه‌ها ساعت‌هاي طولاني دور هم جمع مي‌شدند . از تمام دوره‌ي بچگي خود من به جز زد و خوردهاي وحشيانه و چيزهاي مربوط به زندگي كوچ‌نشيني و تفريحات ساده‌ي آنها در آرامش يكنواخت و كور و بي‌خبر از همه جا چيزي به خاطر ندارم. نيما در دنباله زندگي‌نامه خود مي‌افزايد : در همان دهكده كه من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفتم . او مرا در كوچه دنبال مي‌كرد و به باد شكنجه مي‌گرفت ، پاهاي نازك مرا به درخت‌هاي ريشه و گزنه‌دار مي‌بست و با تركه مي‌زد و مرا به ازبر كردن نامه‌هايي كه معمولا اهل خانواده‌ي دهاتي به هم مي نوشتند مي‌كرد.اما يك سال كه به شهر آمده بودم اقوام نزديك من مرا به همپاي برادر از خود كوچكترم «لادبن» به يك مدرسه كاتوليك واداشتند. چنانكه گذشت نيما تا 12 سالگي در «يوش» بود و بعد از آن به تهران آمد ، دوره‌ي دبستان را در مدرسه‌ي «حيات جاويد» گذراند. پدر علي شب‌ها به وي «سياق» مي‌آموخت و مادرش كه حكاياتي از «هفت پيكر» نظامي و غزلياتي از حافظ حفظ داشت را به وي مي‌آموخت. نيما در سپيده‌دم جواني به دختري دل باخت و اين دلباختگي طليعه‌ي حيات شاعرانه‌ي وي گشت . بعد از شكست در اين عشق به سوي زندگي خانوادگي شتافت و عاشق صفوراي چادرنشين شد و منظومه‌ي جاودانه « افسانه»‌ را پديد آورد. پدر نيما از ازدواج وي با صفورا راضي بود اما صفورا حاضر به آمدن به شهر نشد و ناگزير از هم جدا شدند و دومين شكست او را از پاي درآورد. نيما بعد از فراغت از تحصيل در مدرسه‌ي سن لويي به كار در وزارت دارايي پرداخت اما بعد از مدتي از اين كار دست كشيد. نيما در نتيجه‌ي آشنايي با زبان فرانسه با ادبيات اروپايي آشنا شد و ابتكار و نو‌آفريني را از اين رهگذر كسب كرد و به عنوان يكي از پايه‌هاي رهبري سبك نوين قرار گرفت. اشعار نخستين وي با اينكه در قالب اوزان عروضي ساخته شده است از مضامين نو و تخيلات شاعرانه برخوردار است كه در زمان خود موجب تحولي در شعر گرديد. نيما در آثار بعدي خود اوزان عروضي شعر را مي‌شكند و شعرش را در چارچوپ وزن و قافيه آزاد مي‌سازد و راهي تازه در شعر مي‌آفريند كه به سبك نيمايي مشهور مي‌شود. نيما يوشيج در سال 1328 در روابط عمومي و اداره تبليغات وزارت فرهنگ و هنر مشغول به كار شد. نيما در زمستان سال 1338 و در ششم دي ماه به بيماري ذات‌الريه مبتلا و در سن 64 سالگي در تجريش تهران از دنيا رفت. از آثار نيما مي‌توان به مجموعه شعر«قصه رنگ پريده» ، «خون سرد» ،‌«مطبعه‌ي سعادت»‌‌، «فريادها» ،‌«مرقد آقا» ، «كلاله‌هاي خاور» ، «ناقوس» ، «مانلي»‌، «افسانه»‌،‌« مرواريد» ، «اميركبير» ، مجموعه نامه‌هايي با عنوان «كشتي و طوفان» ، «قلم‌انداز»، «حكايات و خانواده سرباز» ، مجموعه نامه‌هاي «ستاره‌اي از زمين»‌ ،‌ داستان «توكايي در قفس» ، «آهو و پرنده‌ها»‌،‌ « حرف‌ةاي همسايه » ، «شعر من» ، مجموعه نامه‌هاي «دنيا خانه من است»‌ ،‌« آب در خوابگه مورچگان » ، «عنكبوت» ، « كندوهاي شبانه » ،« شهر صبح شهر شب»‌ و دو سفرنامه و ... اشاره كرد

    با تصویب مجلس:

    قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت پنج سال تمدید شد

    قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت پنج سال تمدید شد
    ایران > قانونگذاری  - نمایندگان مجلس کلیات طرح تمدید قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب سال 1386 را با 131 رای موافق، 56 رای مخالف و 13 رای ممتنع از مجموع 225 نماینده حاضر در جلسه تصویب کردند.

    پس از تصویب کلیات طرح، نمایندگان ماده واحده مربوط به این طرح را نیز با 151 رای موافق، 38 رای مخالف و 13 رای ممتنع از مجموع 226 نماینده حاضر در جلسه تصویب نهایی کردند.

    با این مصوبه قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب 5 شهریور 1386 از تاریخ اتمام مهلت اجرای آن به مدت 5 سال تمدید می‌شود.

    براساس قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب 1386 به دولت اجازه داده می‌شود کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی وزارتخانه ها و موسسه های دولتی را که حداقل 25 سال سابقه خدمت داشته باشند با حداکثر 5 سال سنوات ارفاقی بدون شرط سنی در صورت تقاضای کارکنان و موافقت دستگاه متبوع خود بازنشسته شوند.

    براساس این قانون پاداش پایان خدمت این کارکنان براساس 30 سال پرداخت می‌شود و اعتبار مورد نیاز برای اجرای این قانون در قوانین بودجه سنواتی کل کشور پیش بینی و تعیین می‌شود.

    در زمان بررسی این طرح تعدادی از نمایندگان به دلیل این که این طرح دارای بار مالی برای دولت است با آن موافقت نکردند.
    محمد صادق نماینده آستانه اشرفیه و حسین فرهنگی نماینده تبریز با بیان این که این طرح دارای بار مالی برای دولت است با این طرح مخالفت کردند.

    نماینده دولت نیز در مخالفت با این طرح خاطر نشان کرد که در کشورهای پیشرفته با توجه به بهبود شرایط زندگی و افزایش سن مفید، سن بازنشستگی را بالا برده‌اند.

    نماینده دولت همچنین این طرح را دارای بار مالی برای دولت دانست.

    درصورتی که مجلس بارمالی این طرح را تامین نکند شورای نگهبان آن را مخالف قانون اساسی دانسته و رد می کند. مجلس باید بارمالی این طرح را در بودجه سال 1390 مشخص کند.


    با تصویب مجلس:

    قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت پنج سال تمدید شد

    قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت پنج سال تمدید شد
    ایران > قانونگذاری  - نمایندگان مجلس کلیات طرح تمدید قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب سال 1386 را با 131 رای موافق، 56 رای مخالف و 13 رای ممتنع از مجموع 225 نماینده حاضر در جلسه تصویب کردند.

    پس از تصویب کلیات طرح، نمایندگان ماده واحده مربوط به این طرح را نیز با 151 رای موافق، 38 رای مخالف و 13 رای ممتنع از مجموع 226 نماینده حاضر در جلسه تصویب نهایی کردند.

    با این مصوبه قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب 5 شهریور 1386 از تاریخ اتمام مهلت اجرای آن به مدت 5 سال تمدید می‌شود.

    براساس قانون بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت مصوب 1386 به دولت اجازه داده می‌شود کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی وزارتخانه ها و موسسه های دولتی را که حداقل 25 سال سابقه خدمت داشته باشند با حداکثر 5 سال سنوات ارفاقی بدون شرط سنی در صورت تقاضای کارکنان و موافقت دستگاه متبوع خود بازنشسته شوند.

    براساس این قانون پاداش پایان خدمت این کارکنان براساس 30 سال پرداخت می‌شود و اعتبار مورد نیاز برای اجرای این قانون در قوانین بودجه سنواتی کل کشور پیش بینی و تعیین می‌شود.

    در زمان بررسی این طرح تعدادی از نمایندگان به دلیل این که این طرح دارای بار مالی برای دولت است با آن موافقت نکردند.
    محمد صادق نماینده آستانه اشرفیه و حسین فرهنگی نماینده تبریز با بیان این که این طرح دارای بار مالی برای دولت است با این طرح مخالفت کردند.

    نماینده دولت نیز در مخالفت با این طرح خاطر نشان کرد که در کشورهای پیشرفته با توجه به بهبود شرایط زندگی و افزایش سن مفید، سن بازنشستگی را بالا برده‌اند.

    نماینده دولت همچنین این طرح را دارای بار مالی برای دولت دانست.

    درصورتی که مجلس بارمالی این طرح را تامین نکند شورای نگهبان آن را مخالف قانون اساسی دانسته و رد می کند. مجلس باید بارمالی این طرح را در بودجه سال 1390 مشخص کند.


    تفاهم نامه تمديد قرارداد بيمه طلايي فرهنگيان امضا شد
    تهران ـ تفاهم نامه تمديد قرارداد بيمه طلايي (تكميلي) فرهنگيان شاغل سراسر كشور روز سه شنبه ميان وزارت آموزش و پرورش و شركت سهامي بيمه ايران به امضا رسيد.
    به گزارش خبرنگار اجتماعي ايرنا، وزير آموزش و پرورش در اين مراسم گفت: سال گذشته براي نخستين بار با تاكيد رييس جمهور و پيگيري‌هاي زياد، فرهنگيان شاغل سراسر كشور از اول ارديبهشت ماه سال 89 تا اول ارديبهشت ماه امسال تحت پوشش خدمات بيمه طلايي (تكميلي) بيمه ايران قرار گرفتند.
    حميدرضا حاجي بابايي افزود: امسال هم با همكاري و هماهنگي‌هاي انجام شده و توافق با شركت بيمه ايران، براي دومين سال اين قرارداد براي فرهنگيان شاغل و خانواده‌هاي تحت تكفل آن ها به مدت يك سال ديگر تمديد شده تا آنان از خدمات درماني قيد شده در قرارداد يادشده بدون سقف استفاده كنند.
    وزير آموزش و پرورش يادآور شد، در حال رايزني ها و پيگيري هاي مربوط به انجام اين كار هستيم و اميدواريم بتوانيم از اول تيرماه سال جاري به مدت يك سال بازنشستگان فرهنگي سراسر كشور و خانواده‌هاي آنها را نيز تحت پوشش بيمه طلايي فرهنگيان قرار دهيم.
    وي با بيان اين كه 650 هزار بازنشسته فرهنگي و خانواده هاي آنان در قالب اين قرارداد زير پوشش بيمه طلايي قرار مي‌گيرند، گفت: خدمات ارايه شده از سوي بيمه ايران براي فرهنگيان شاغل و بازنشسته، هيچ تفاوتي ندارد و تنها مواردي كه شامل بازنشستگان نمي‌شود در قالب اين قرارداد گنجانده نشده است.
    وي در پاسخ به پرسشي كه متولي امور بازنشستگان وزارت رفاه است، نقش اين وزارتخانه در بيمه تكميلي فرهنگيان بازنشسته چيست، گفت: در حال سرگرم بررسي و پيگيري مقدمات اين كار با وزارت رفاه هستيم و با توجه به اين كه اين وزارتخانه تنها بخشي از هزينه هاي مربوط به بيمه تكميلي را مي‌پردازد، وزارت آموزش و پرورش مابه التفاوت اين هزينه ها را براي زير پوشش قرار گرفتن بازنشستگان پرداخت خواهد كرد.
    حاجي بابايي با بيان اين كه در پرداخت هزينه هاي مربوط به سهم بيمه شده، بين بازنشستگان و فرهنگيان شاغل تفاوتي وجود ندارد، گفت: سهم پرداختي وزارت آموزش و پرورش در قبال كاركنان شاغل، كمتر از سهم پرداختي براي تحت پوشش قرارگرفتن فرهنگيان بازنشسته در اين طرح است.
    وي گفت: سال گذشته سهم پرداختي كاركنان شاغل در اين وزارتخانه براي بيمه طلايي در ازاي هر نفر 60 هزار ريال بوده كه اين مقدار امسال حدود 10 تا 15 درصد بيشتر شده است.
    وي تاكيد كرد: با انجام اين قرارداد بيش از سه ميليون نفر فرهنگي شاغل و بازنشسته و خانواده هاي تحت تكفل آن ها زير پوشش خدمات بيمه طلايي قرار خواهند گرفت.
    مديرعامل شركت سهامي بيمه ايران نيز در اين مراسم گفت: باتوجه به ارزيابي و ضريب خسارات در سال اول اجراي اين قرارداد، ضرورت داشت حدود 10 تا 15 درصد هزينه اجراي قرارداد اضافه شود.
    'جواد سهاميان مقدم ' تاكيد كرد، به زودي قراردادي براي تحت پوشش قرار گرفتن بازنشستگان فرهنگي نيز منعقد مي شود تا شركت سهامي بيمه ايران بدون سقف، نسبت به پرداخت همه هزينه هاي درماني بيمه شدگان در مدت يك سال اقدام كند.
    سال گذشته يك ميليون و 650 هزار فرهنگي و خانواده هاي تحت تكفل آنها براي نخستين بار با پرداخت ماهيانه 60 هزار ريال تحت پوشش بيمه طلايي فرهنگيان قرار گرفتند

    تفاهم نامه تمديد قرارداد بيمه طلايي فرهنگيان امضا شد
    تهران ـ تفاهم نامه تمديد قرارداد بيمه طلايي (تكميلي) فرهنگيان شاغل سراسر كشور روز سه شنبه ميان وزارت آموزش و پرورش و شركت سهامي بيمه ايران به امضا رسيد.
    به گزارش خبرنگار اجتماعي ايرنا، وزير آموزش و پرورش در اين مراسم گفت: سال گذشته براي نخستين بار با تاكيد رييس جمهور و پيگيري‌هاي زياد، فرهنگيان شاغل سراسر كشور از اول ارديبهشت ماه سال 89 تا اول ارديبهشت ماه امسال تحت پوشش خدمات بيمه طلايي (تكميلي) بيمه ايران قرار گرفتند.
    حميدرضا حاجي بابايي افزود: امسال هم با همكاري و هماهنگي‌هاي انجام شده و توافق با شركت بيمه ايران، براي دومين سال اين قرارداد براي فرهنگيان شاغل و خانواده‌هاي تحت تكفل آن ها به مدت يك سال ديگر تمديد شده تا آنان از خدمات درماني قيد شده در قرارداد يادشده بدون سقف استفاده كنند.
    وزير آموزش و پرورش يادآور شد، در حال رايزني ها و پيگيري هاي مربوط به انجام اين كار هستيم و اميدواريم بتوانيم از اول تيرماه سال جاري به مدت يك سال بازنشستگان فرهنگي سراسر كشور و خانواده‌هاي آنها را نيز تحت پوشش بيمه طلايي فرهنگيان قرار دهيم.
    وي با بيان اين كه 650 هزار بازنشسته فرهنگي و خانواده هاي آنان در قالب اين قرارداد زير پوشش بيمه طلايي قرار مي‌گيرند، گفت: خدمات ارايه شده از سوي بيمه ايران براي فرهنگيان شاغل و بازنشسته، هيچ تفاوتي ندارد و تنها مواردي كه شامل بازنشستگان نمي‌شود در قالب اين قرارداد گنجانده نشده است.
    وي در پاسخ به پرسشي كه متولي امور بازنشستگان وزارت رفاه است، نقش اين وزارتخانه در بيمه تكميلي فرهنگيان بازنشسته چيست، گفت: در حال سرگرم بررسي و پيگيري مقدمات اين كار با وزارت رفاه هستيم و با توجه به اين كه اين وزارتخانه تنها بخشي از هزينه هاي مربوط به بيمه تكميلي را مي‌پردازد، وزارت آموزش و پرورش مابه التفاوت اين هزينه ها را براي زير پوشش قرار گرفتن بازنشستگان پرداخت خواهد كرد.
    حاجي بابايي با بيان اين كه در پرداخت هزينه هاي مربوط به سهم بيمه شده، بين بازنشستگان و فرهنگيان شاغل تفاوتي وجود ندارد، گفت: سهم پرداختي وزارت آموزش و پرورش در قبال كاركنان شاغل، كمتر از سهم پرداختي براي تحت پوشش قرارگرفتن فرهنگيان بازنشسته در اين طرح است.
    وي گفت: سال گذشته سهم پرداختي كاركنان شاغل در اين وزارتخانه براي بيمه طلايي در ازاي هر نفر 60 هزار ريال بوده كه اين مقدار امسال حدود 10 تا 15 درصد بيشتر شده است.
    وي تاكيد كرد: با انجام اين قرارداد بيش از سه ميليون نفر فرهنگي شاغل و بازنشسته و خانواده هاي تحت تكفل آن ها زير پوشش خدمات بيمه طلايي قرار خواهند گرفت.
    مديرعامل شركت سهامي بيمه ايران نيز در اين مراسم گفت: باتوجه به ارزيابي و ضريب خسارات در سال اول اجراي اين قرارداد، ضرورت داشت حدود 10 تا 15 درصد هزينه اجراي قرارداد اضافه شود.
    'جواد سهاميان مقدم ' تاكيد كرد، به زودي قراردادي براي تحت پوشش قرار گرفتن بازنشستگان فرهنگي نيز منعقد مي شود تا شركت سهامي بيمه ايران بدون سقف، نسبت به پرداخت همه هزينه هاي درماني بيمه شدگان در مدت يك سال اقدام كند.
    سال گذشته يك ميليون و 650 هزار فرهنگي و خانواده هاي تحت تكفل آنها براي نخستين بار با پرداخت ماهيانه 60 هزار ريال تحت پوشش بيمه طلايي فرهنگيان قرار گرفتند

    ديگه اين ژاپنی ها دارن ميرن رو اعصاب

    ده نکته یادگرفتنی از ژاپنی های

    نامسلمان ولی باوجدان پاک انسانی

     و...!!!

    ۱- آرامش

    حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

    ۲- وقار
    صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

    ۳- توانمندی
    بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

    ۴- رحم و شفقت
    مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

    ۵- نظم
    غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

    ۶- ایثار
    پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

    ۷- مهربانی
    رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

    ۸- آموزش
    از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

    ۹- وسایل ارتباط جمعی
    در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامشبخش.

    ۱۰- وجدان
    هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.


    ديگه اين ژاپنی ها دارن ميرن رو اعصاب

    ده نکته یادگرفتنی از ژاپنی های نامسلمان ولی ...

    ۱- آرامش

    حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

    ۲- وقار
    صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.

    ۳- توانمندی
    بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

    ۴- رحم و شفقت
    مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

    ۵- نظم
    غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.

    ۶- ایثار
    پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

    ۷- مهربانی
    رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.

    ۸- آموزش
    از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

    ۹- وسایل ارتباط جمعی
    در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامشبخش.

    ۱۰- وجدان
    هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.


     

    بزرگان ومشاهیر علمی شهرستان فردوس  --- خراسان جنوبی

    فردوس زادگاه بزرگان بسیاری مانند حاج شیخ اکبر تونی (آخوند ملا اکبر)، حاج ملا عبدالله فاضل تونی، حکیم آقا شیخ محمد حسین فاضل تونی،میر تونی، قطب الدین حیدر تونی (که گفته می‌شود تربت حیدریه بر مزار او ساخته شده‌است)، دکتر بدیع الزمان فروزانفر، دکترمحمد جعفر یا حقی و رند ظریف،کتو می‌باشد

    ملا عبدالله بشرویی

    ملا عبد الله بشروئی فرزند حاج ملا محمد از اهالی بشرويه (در حاشيه کوير نزديک شهر تون) یکی از اعلام بزرگ شيعه در قرن یازدهم بود. ملا عبد الله مشهور به فاضل تونی و به او صاحب وافيه نيز می گويند. معظم له عالميست فاضل و فقيهی زاهد و مجتهدی کامل که در علم و کمال فضيلت و تقوی نوشته اند خيلی به مرحوم مقدس شباهت داشت. حر عاملی در اَمل چون معاصر او بوده بهتر از ديگران به وصفش رفته. از آثار او کتاب وافيه در فقه است که مرحوم سيد صدر الدين قمی و محقق اعرجی (که اينها را خواهيم شناخت) کتاب فقهی او را شرحی مفصل زده اند. محدث قمی در فوايد ضمن تجليل از مقام علمی و فضايل اخلاقی اين عالم ربانی، می نويسد: غير از کتاب وافيه بر فهرست و تهذيب طوسی و ارشاد علامه نيز شرحی نوشت و مدارک و معالم را حاشيه زد. صاحب وافيه (فاضل تونی) اخوی او به نام ملا احمد تونی نيز از علما و دانشمندان بزرگ عصر خود بوده، وی شرح لمعه شهيد را حاشيه زد و بر رد مذهب صوفيه کتابی نوشت و در اواخر قرن یازدهم وفات نمود. وفات صاحب ترجمه در سال 1071 در شهر باختران و قبرش جنب پل بزرگ (کرمانشاه سابق) زیارتگاه است رحمة الله عليه.

    علامه محمد حسين فاضل توني

    اديب يگانه و حكيم فرزانه حضرت علامه مرحوم آقا شيخ محمد حسين فاضل توني (ره) شب بيست و پنجم محرم سال مجاعة 1298 قمري، در تون در خانواده اي از اهل فضل و تقوي ديده به جهان گشود.پدرش مرحوم ملا عبدالعظيم، واعظ بود و در تون و حوالي آن شهرت و محبوبيتي داشت. وي پيش از آنكه فرزندش به سن تعلم رسد، او را در مكتب سپرد و آن كودك صاحب قريحه با شوقي تمام سرگرم تحصيل شد. خواندن را به اندك مدتي آموخت، چند ماهي نيز به تمرين نوشتن پرداخت و بلافاصله به تحصيل مقدمات عربيت آغاز كرد و قرآن را تماما به حافظه سپرد.

    سه چهار سالي از تحصيل آن مرحوم نگذشت كه پدرش به جوار رحمت حق پيوست و كودكي خود را يتيم و بي سرپرست گذاشت و چون در طي زندگي از قيد علائق آزاد بود و توجهي به اندوختن مال نداشت، ميراثي نيز از خود بجاي ننهاد.

    فقدان پدر و نداشتن ممري ثابت براي معيشت به هيچ وجه موجب وهن و فتوري در عزم راسخ و شوق وافر مرحوم فاضل نشد و پس از چندي به تحصيل ادبيات عرب پرداخت.

    در همان زادگاه خود سيوطي را نزد ملامحمد باقر توني، و مغني را نزد آقا ميرزا حسين به اتمام رسانيد و مقداري از مطول را هم فرا گرفت.

    هم از عهد خردي آثار بزرگي از ناصيه اش هويدا بود. قدرت حفظ و حدت ذهن و سرعت فراگيريش بحدي بود كه تحسين و تعجب همگان را بر مي انگيخت. چندي بر نيامد كه در همان زادگاه خود سرآمد اقران و مشار با لبنان شد و افراد متمكن فرزندان خود را براي تحصيل يا مباحثه به خدمتش مي فرستادند.

    بدیع‌الزمان فروزانفر

     

    استاد بدیع‌الزمان فروزانفر (۲۸ ربیع الثاني ۱۳۲۲ ه.ق. بشرویه از توابع فردوس - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ ه.خ. تهران) از اساتید برجسته زبان و ادبیات فارسی و مولوی‌شناس نامدار بود.

                                                                  

    وی از چهره‌های بزرگ پژوهش ادبیات فارسی و استاد گروهی از بزرگان ادبیات معاصر بوده‌است از جمله: دکتر عبدالحسین زرین کوب، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، دکتر ذبیح الله صفا، دکتر سید محمد دبیرسیاقی، دکتر محمد جعفر محجوب، دکتر سیمین دانشور، دکتر جلیل تجلیل، دکتر محمدامین ریاحی، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، دکتر حسینعلی هروی و دکتر سید جعفر شهیدی.

    او خود شاگرد دهخدا بود. علامه دهخدا درسال ۱۳۱۴مدرک دکترای وی را امضا و او را به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب کرد.

    او بنیانگذار نهضت تحقیق در متون کلاسیک ادبیات فارسی و تصحیح آنها بود. تصحیح کلیات شمس تبریزی از کارهای برجسته فروزانفر به‌شمار می‌آید.

    فروزانفر به مدت‌ ۳۰ سال‌ در دانشگاه تهران و در رشته‌های مختلف‌ ‌از جمله ادبیات‌ فارسی‌، تاریخ‌، تصوف‌ اسلامى‌، عرفان‌ و ادبیات‌ عرب‌ تدریس‌ کرد. وی همچنین دو دوره‌ به‌ نمایندگی مجلس شورای ملی و مجلس سنا انتخاب‌ شد. عمدهٔ‌ مطالعات‌ استاد فروزانفر دربارهٔ مولانا جلال‌الدین بلخی و عطار نیشابوری بود

     آثار

    مهم‌ترین آثار تألیفی و تصحیحی استاد فروزانفر عبارتند از:

    • «دیوان شمس تبریزى» در دو جلد
    • «شرح مثنوی شریف» در سه جلد
    • مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی
    • احادیث مثنوی
    • فیه ما فیه از گفتار مولوی
    • احوال و تحلیل آثار فریدالدین عطار نیشابوری
    • «سخن‌ و سخنوران»‌ در دو جلد
    • منتخبات‌ ادبیات‌ فارسی
    • رساله‌ در احوال‌ مولانا جلال‌الدین‌ رومی
    • تاریخ ادبیات ایران
    • فرهنگ عربی به فارسی (با مشارکت چهار نفر از استادان)
    • قدیمى‌ترین اطلاع از زندگانی خیام
    • مناقب اوحدالدین حامد کرمانی.

     محمد جعفر یاحقی

    دکتر محمد جعفر یاحقی، استاد برجسته ادبیات فارسی در دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر قطب علمی فردوسی شناسی و ادبیات خراسان می‌باشد. وی متولد شهر فردوس در سال ۱۳۲۶ می‌باشد.

     تحصیلات

    دکتر یاحقی، تحصیلات ابتدایی خود را در شهر فردوس گذراند. در سال ۱۳۴۵، به قصد ادامه تحصیل به مشهد رفته و در سال ۱۳۴۶ با رتبه اول در کنکور رشته ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. پس از اتمام دوره لیسانس، در سال ۱۳۵۰ به عنوان رتبه اول در کنکور فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مشهد پذیرفته شد. وی در سال ۱۳۵۴ با درجه ممتاز از پایان‌نامه خود دفاع کرده و به پیشنهاد دکتر غلامحسین یوسفی به عنوان مربی در بخش زبان وادبیات فارسی دانشگاه فردوسی استخدام شد. در همان زمان وی در دوره دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه تهران با رتبه اول پذیرفته شده و همزمان با تدریس در دانشگاه فردوسی، در دوره دکتری به تحصیل پرداخت. استاد یاحقی در سال ۱۳۵۶، با خانم خدیجه بوذرجمهری، عضو هیأت علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی ازدواج کرد. وی در سال ۱۳۵۹ از پایان نامه دکتری خود در دانشگاه تهران با در جه ممتاز دفاع کرد. وی به ترتیب در سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۷۲ به مرتبه دانشیاری و استادی ادبیات فارسی ارتقا یافت و از دی ماه ۱۳۸۱ مدیریت قطب علمی فردوسی شناسی وادبیات خراسان را به عهده گرفت.

     

    NGO manager(medu):mr.mehdisayad@gmail.com

    Hello dear gentleman/gentlewoman,
    How are you? Are you in a good mood ?Okay, please continue with me:

    My real personal data:

    Receiver’s Full Name: Mehdi Sayad

    My real faith:Technocracy = Anti superstitions=Anti fossilized mind(thought) & ...
    Sex:Male
    Age:40
    Marital status: Married
    Identity number:1434
    National code:0858708418
    Receiver’s Address:Iran-khorasan jonoobi county-Ferdows city-Azadegan square-shahrak farhangian- Mr.Mehdi Sayad.
    Z.C:9771879345
    Country Of Origin:Iran
    Current Country:Iran
    Home Number:05342298085
    Cell Number:09359537070
     
     
    Occupation:Researcher & U.S English teacher (medu)

    My sites:    http://www.baghestanolia.blogfa.com
    http://www.iranianngo.blogfa.com
    http://www.iranianngo.persianblog.com
    http://www.iranianngo.mihanblog.com

    mr.mehdisayad@gmail.com

    Yours Sincerely,
     Sir.  Mehdi sayad Ferdows

    سوابق علمي اينجانب :مديرگروه(سرگروه) آموزش زبان انگليسي آموزش وپرورش محترم طرقبه(مشهد)ناحيه3*6,... ،محقق مرکزتحقيقات آموزش وپرورش محترم شهرستان فردوس،استادکار ومشاور بخش  تخصصي کامپيوتر هنرستان باهنرفردوس،استادکارومشاوربخش برق صنعتي هنرستان نوبري شهرستان فردوس، دبيرزبان خارجي مدارس شهرتربت حيدريه و...***و   

    http://iranianngo.blogfa.com

    http://ksfferdows.blogfa.com

    کارشناس محقق:آقای مهدی صیادمحمدی فردوس:مدیرکانون صنفی همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...

     NGO manager(medu):mr.mehdisayad@gmail.com 

    پیام ها ،اخبار واعتراضات شدید کانون صنفی محترم همکاران گرانقدرآموزش وپرورش محترم ایران فردا ....؟؟؟‍‍‍!!!

    شهرستان فردوس-شهرآیسک-باغستان علیا-بغداده-مشهد-فردوس-طرقبه-سرایان-خانرود-مغان-شاندیز-تربت حیدریه-استان خراسان جنوبی-رضوی-شمالی-طرقدر-ناحیه ۳ مشهد-ناحیه ۶مشهد ،دوحصاران و...


  • 10/23/11--07:12: توجه! توجه! (chan 3139582)
  •  عبدالناصر خواجوي سال 1349 در آيسک به دنيا آمد و از همان دوران نوجواني و پس از پيروزي انقلاب، حضور فعالي در بسيج محل داشت تا سرانجام به آرزوي خود که همانا شهادت در راه نگهباني اسلام و قرآن بود رسيد.

     

    او 21 آذر سال 62 در سنگر نگهباني بسيج آيسک به ديدار معبود شتافت.


    > سیگار دودزا

    2,000 تومان

    > درب باز کن بی ادب

    3,000 تومان

    > خودکار نامریی چراغدار

    3,200 تومان

    > ویندوز xpro 2010

    3,500 تومان

    > بلوتوث بند انگشتی

    3,900 تومان

    > آموزش سه تار

    3,900 تومان

    > آموزش پرورش ماهی قزل آلا

    4,000 تومان

    > همسايه جهنمي 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6

    4,000 تومان

    > آموزش تکنیکهای تست زنی در کنکور

    4,000 تومان

    > مجموعه آموزشی پرورش بوقلمون

    4,000 تومان

    > راهنمای پرورش بلدرچین

    4,000 تومان

    > آموزش آشپزی فود سفری

    4,000 تومان

    > مستند سياره آبي

    4,000 تومان

    > مستند سياره زمين

    4,000 تومان

    > کفش دوزک شوکی

    4,500 تومان

    > پارتی پوپر ساده

    4,500 تومان

    > بادکنک سوپرایز

    4,500 تومان

    > ویندوز لایو windows live

    4,500 تومان

    > مستند زمين چگونه ما را ساخت؟

    4,500 تومان

    > کدو هالیوون

    4,600 تومان

    > ریموت دزدگیر شوکی

    4,800 تومان

    > اکتان بنزین WURTH

    4,800 تومان

    > مجموعه آموزشی پرورش شترمرغ

    4,900 تومان

    > جاسوئیچی عاشقانه

    4,900 تومان

    > راهنمای پرورش زنبور عسل

    4,900 تومان

    > مجموعه تصاویر گرافیکی سایت شاتر استاک

    5,000 تومان

    > پکیج کامل ایمیل مارکتینگ

    5,000 تومان

    > رازهای افزایش ترافیک

    5,000 تومان

    > آموزش آشپزی و سفره آرایی

    5,000 تومان

    > مجموعه رازهای فوتوشاپ

    5,000 تومان

    > 40 عدد بازی بر روی یک عدد دی وی دی

    5,000 تومان

    > پارتی پوپر با تیر اضافی

    5,000 تومان

    > روغن مورچه طلایی

    5,000 تومان

    > کتاب شوکی (  فالنامه حافظ )

    5,200 تومان

    > سیگار شوکی

    5,200 تومان

    > روبیک شوکی

    5,200 تومان

    > تاس شوکی

    5,400 تومان

    > جوراب نانو سايد

    5,500 تومان

    > آموزش تعمیرات لپ تاپ

    5,500 تومان

    > هفت تیر شوکی

    5,900 تومان

    > اسپري پوليش براق كننده رنگ خودرو (واكس)

    6,000 تومان

    > وکیوم بگ VACUUM BAG

    6,000 تومان

    > انژکتور شوی  WURTH

    6,400 تومان

    > مجموعه کینگ موبایل

    6,500 تومان

    > مستند هزار جایی که قبل از مرگ باید دید

    6,500 تومان

    > مقاله - پروژه كارآفريني - پايان نامه

    6,500 تومان

    > اسپري آتش خاموش كن

    7,000 تومان

    > مجموعه طرح های اماده کار آفرینی

    7,000 تومان

    > نرم افزار آموزش زبانtell me more

    7,000 تومان

    > آموزش لاغری و آب کردن شکم

    7,000 تومان

    > پکیج آماده ایمیل مارکتینگ

    7,000 تومان

    > تست رنگ خودرو

    7,000 تومان

    > office collection2020مجموعه آفيس 2020

    7,700 تومان

    > آموزش حرفه ای تعمیرات موبایل

    8,000 تومان

    > امپراتور بادها(جومونگ 2)

    8,000 تومان

    > دوازده(12) عدد آنتی ویروس قوی

    8,500 تومان

    > آموزش تخصصی تعمیرات لپ تاپ

    8,500 تومان

    > مجموعه 200 کارتون  دوبله فارسی در9 DVD

    8,900 تومان

    > مجموعه كامل آموزشي ASP.Net AJAX

    9,000 تومان

    > عطر 2i2 s--y محرک زنانه

    9,500 تومان

    > عطر 2i2 s--y محرک مردانه

    9,500 تومان

    > شال عشق

    9,500 تومان

    > مجموعه  بی نظیر  فوتبال

    9,800 تومان

    > آناتومی و اطلس تشریحی بدن

    10,000 تومان

    > صابون ضد جوش و لك درياي مرده

    12,000 تومان

    > مرهم معجزه گر ريلكس منتو 100% گياهي

    12,000 تومان

    > صابون جوان كننده پوست خاويار فلورا

    12,000 تومان

    > صابون ضدجوش ولك و جوان كننده حلزون فلور

    12,000 تومان

    > کیت ضد اشعه موبایل سیفر کال Safer Call

    12,000 تومان

    > فيلم آموزش فارسي اعلام حريق و غيره

    13,000 تومان

    > کرم رفع ترک پا

    13,000 تومان

    > شامپو گیاهی  + صابون گیاهی رایگان

    13,000 تومان

    > کرم رفع سفیدی موی سر مجیک میکس

    14,000 تومان

    > اصلاح مردان میکروتاچ MICRO TOUCH

    14,000 تومان

    > رخت آویز جادویی واندر هنگر WONDER HANGER

    14,000 تومان

    > دستگاه صافكاري ماشين

    15,000 تومان

    > پكيج طلائي خش گير خودرو ( كار پك اصلي )

    15,000 تومان

    > دستگاه تصفيه هوا داخل خودرو

    15,000 تومان

    > روغن شتر مرغ

    15,000 تومان

    > قرص چای سبز

    15,000 تومان

    > كرم ويتامينه 10 كاره Touch Me

    15,000 تومان

    > صابون سفید کننده جين سينگ با فرمول جدید

    15,000 تومان

    > نرم افزار ثبت اطلاعات فردی دانش آموزان

    15,000 تومان

    > روغن ضد میگرن Monas Pain Balm

    15,000 تومان

    > قرص مكمل سوخت استن ( STAANN )

    15,000 تومان

    > ماسک های لایه بردار miss beauty

    15,000 تومان

    > قلم خش گير خودرو هاي ايران خودرو و سايپا

    15,000 تومان

    > تصفيه هوا داخل خودرو ( نانو تصفيه)

    15,000 تومان

    > شارژر خورشيدي مجهز به چراغ دستي

    16,500 تومان

    > صابون NOBACTER

    17,000 تومان

    > مجموعه عظیم آموزش فوتوشاپ cs4 , cs5

    17,000 تومان

    > ريمل هزار و يك مژه برژوا فرانسه

    18,000 تومان

    > ژل آ.م.ی.ز.ش.ی سیمپلکس فرانسه

    18,000 تومان

    > شامپوی گیاهی جین سینگ

    18,000 تومان

    > محافظ كامپوتر اتومبيل

    18,000 تومان

    > ژل ضد خشكي و روان كننده خانمها

    18,000 تومان

    > کرم پودر ویتامین سی Dream Woman

    18,000 تومان

    > ژل لایه بردار فوری روغن زیتون Oliveen

    18,000 تومان

    > کرم پودر OLIVE OILE

    18,000 تومان

    > شامپوی مرطوب جلبک دریایی good life

    18,000 تومان


(Page 1) | 2 | 3 | 4 | newer